تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨
مىگويد، و كسى كه به آن عمل كند گوى سبقت را از همگان مىبرد». «١»
اين تعبيرهاى رسا و گويا كه نظير آن در سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و ساير گفتههاى على عليه السلام و ائمه هدى عليهم السلام كم نيست، به خوبى ثابت مىكند كه: قرآن نسخهاى است براى سامان بخشيدن به همه نابسامانىها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بيمارىهاى اخلاقى و اجتماعى.
بهترين دليل براى اثبات اين واقعيت، مقايسه وضع عرب جاهلى با تربيت شدگان مكتب پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز اسلام است.
ديديم چگونه آن قوم خونخوار، جاهل و نادان كه انواع بيمارىهاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از اين نسخه شفابخش، نه تنها درمان يافتند، بلكه آن چنان قوى و نيرومند شدند كه ابرقدرتهاى جبار جهان را به زانو در آوردند.
و اين، درست همان حقيقتى است كه مسلمانان امروز، آن را از ياد بردهاند، و به اين حال و روزگار كه مىدانيم و مىدانيد، گرفتار گشتهاند.
تفرقه، در ميانشان غوغا مىكند، غارتگران بر منابعشان مسلط شدهاند، سرنوشتشان به دست ديگران تعيين مىشود، و انواع وابستگىها آنها را به ضعف، زبونى و ذلت كشانده است.
و اين است، سرانجام كار كسانى كه نسخه شفابخش در خانههاشان باشد و براى شفاى دردهاى خود، دست به سوى كسانى دراز كنند كه از آنها بيمارترند!
قرآن، نه فقط شفا مىبخشد، كه بعد از بهبودى، يعنى در دوران نقاهت، بيماران را با پيامهاى گوناگونش تقويت مىكند؛ چرا كه بعد از «شفا»، «رحمت» است.