تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
اين، به دليل آن است كه خميرمايه وجودشان بر اثر كفر، ظلم و نفاق، به شكل ديگرى درآمده، لذا هر جا نور حق را مىبينند، به ستيز با آن برمىخيزند، و اين مقابله و ستيز با حق، بر پليدى آنها مىافزايد، و روح طغيان و سركشى را در آنها تقويت مىكند.
يك غذاى نيرو بخش را اگر به عالم مجاهد، و دانشمند مبارزى بدهيم از آن نيروى كافى براى تعليم و تربيت و يا جهاد در راه حق مىگيرد، ولى، همين غذاى نيروبخش را اگر به ظالم بيدادگرى بدهيم، از نيروى آن براى ظلم بيشتر استفاده مىكند، تفاوت در غذا نيست، تفاوت در مزاجها و طرز تفكرها است!:
آيات قرآن طبق مثل معروف، همچون قطرههاى حياتبخش باران است كه در باغها، لاله مىرويد، و در شورهزارها خس!
و درست، به همين دليل، براى استفاده از قرآن، بايد قبلًا آمادگى پذيرش را پيدا كرد، و به اصطلاح، علاوه بر فاعليت فاعل، قابليت محل، نيز شرط است.
و از اينجا، پاسخ اين سؤال كه: چگونه قرآن- كه مايه هدايت است- اين افراد را هدايت نمىكند، روشن مىگردد؛ زيرا قرآن بدون شك، مايه هدايت گمراهان است، اما به يك شرط، گمراهانى كه در جستجوى حق هستند، و به همين انگيزه به سراغ دعوت قرآن آيند، و انديشه خود را براى درك حق به كار گيرند.
اما متعصبان لجوج و دشمنان قسم خورده حق- كه با حالت صد در صد منفى به سراغ قرآن مىآيند- مسلماً بهرهاى از آن نخواهند داشت، بلكه، بر عناد و كفرشان افزوده مىشود؛ چرا كه تكرار عمل خلاف عمق بيشترى در جان آدمى مىدهد.
***