تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
در آيات فوق، به سه عامل مهم پيروزى اشاره شده، عواملى كه مسلمانان امروز، غالباً از آن فاصله گرفتهاند و به همين دليل شاهد شكستهاى پى در پى از دشمنان مستكبرند.
اين سه عامل عبارتند از: ورود صادقانه و صميمانه در كارها، و ادامه اين برنامه تا پايان كار (رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ).
تكيه بر قدرت پروردگار، اعتماد به نفس و ترك هر گونه اتكاء و وابستگى ديگران (وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً).
و به اين ترتيب هيچ سياستى در مسير پيروزى، مؤثرتر از صدق و راستى نيست و هيچ تكيهگاهى، برتر از استقلال، نفى وابستگى و توكّل بر خدا نمىباشد.
مسلمانان چگونه مىخواهند، بر دشمنانى كه سرزمينهايشان را غصب كردهاند، و منابع حياتيشان را به غارت مىبرند، پيروز شوند؟ در حالى كه از نظر نظامى، اقتصادى و سياسى وابسته به همانها هستند؟
آيا مىتوان با سلاحى كه از دشمن خريدارى مىكنيم، بر دشمن پيروز شويم؟ چه خيال خام و فكر باطلى؟!
***
٤- حق پيروز است و باطل نابود
در آيات فوق، به يك اصل كلّى و اساسى ديگر و يك سنت جاودان الهى برخورد مىكنيم كه مايه دلگرمى همه پيروان حق است، و آن اين كه: سرانجام حق پيروز است و باطل به طور قطع، نابود شدنى است، باطل صولت و دولتى دارد، رعد و برقى مىزند، كرّ و فرّى نشان مىدهد، ولى عمرش كوتاه است، و سرانجام به دره نيستى سقوط مىكند.