تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
دعوتت پيشرفت كند، بايد به آنجا بروى!
اما با توجه به اين كه: اين سوره، «مكّى» است، تناسبى با اين شأن نزول ندارد، به علاوه، جملههاى آيات فوق چنان كه خواهيم ديد نيز، متناسب با محتواى اين شأن نزول نيست.
تفسير:
توطئه شوم ديگر!
در آيات گذشته ديديم: مشركان مىخواستند: از طريق وسوسههاى گوناگون، در پيامبر صلى الله عليه و آله نفوذ كنند و او را از جاده مستقيم خويش منحرف سازند، كه لطف الهى به يارى پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، و نقشههاشان نقش بر آب شد.
به دنبال آن ماجرا- طبق آيات مورد بحث- طرح ديگرى براى خنثى كردن دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله ريختند، و آن، اين كه: او را از زادگاهش به نقطهاى كه احتمالًا نقطه خاموش و دور افتادهاى بود، تبعيد كنند، كه آن هم به لطف پروردگار خنثى شد!
نخستين آيه مورد بحث، مىگويد: «نزديك بود آنها تو را از اين سرزمين، با نقشه و تحريك ماهرانه و حساب شدهاى خارج سازند» «وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْا رْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها».
با توجه به اين كه: «يَسْتَفِزُّونَكَ» از ماده «استفزاز» است كه گاهى به معنى ريشهكن كردن، و گاه به معنى تحريك و برانگيختن توأم با سرعت و مهارت آمده، معلوم مىشود: مشركان، توطئه حساب شدهاى چيده بودند كه: محيط را آن چنان غير قابل تحمل براى پيغمبر كنند، و يا توده عوام را چنان بر ضدش بشورانند كه، به راحتى بتوانند او را از «مكّه» اخراج نمايند، ولى آنها