تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
اين تعبير، درست همان تعبيرى است كه در سوره «يوسف» مىخوانيم كه:
در بحرانىترين لحظات «برهان الهى» به سراغ او آمد و اگر مشاهده اين برهان نبود، تسليم وسوسههاى فوق العاده نيرومند همسر عزيز مصر، مىشد (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ). «١»
به عقيده ما آيات فوق، نه تنها دليل بر نفى عصمت نيست، بلكه يكى از آيات دالّ بر عصمت است؛ چرا كه مسلماً اين تثبيت الهى (تثبيت از نظر فكر، عواطف و تثبيت از نظر گامهاى عملى) منحصر به اين مورد نبوده است؛ زيرا دليل آن در موارد مشابه نيز وجود دارد، و به اين ترتيب، گواه زندهاى بر معصوم بودن پيامبران و رهبران الهى محسوب مىشود.
و اما سومين آيه مورد بحث، كه مىگويد: «اگر تو تمايل به آنها پيدا كرده بودى، شديداً مجازات مىشدى» دليل بر همان چيزى است كه در بحثهاى مربوط به عصمت پيامبران آمده است كه:
معصوم بودن آنها جنبه اضطرارى ندارد، بلكه توأم با يك نوع خود آگاهى است كه با اختيار و آزادى اراده انجام مىشود، لذا، ارتكاب گناه در چنين حالتى عقلًا محال نيست، كه عملًا به خاطر آن آگاهى و ايمان خاص، وجود خارجى هرگز نخواهد يافت و اگر فرضاً وجود مىيافت، مشمول همان كيفرها و مجازاتهاى الهى بود (دقت كنيد). «٢»
***