تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
و نيز به همين دليل، در حديث معروفى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده: مَنْ ماتَ بِغَيْرِ إِمامٍ ماتَ مِيتَةً جاهِلِيَّةً: «كسى كه بدون امام و رهبر از دنيا برود مرگ او مرگ جاهليت است». «١»
تاريخ نيز، بسيار به خاطر دارد كه گاهى يك ملت در پرتو رهبرى يك رهبر بزرگ و شايسته، در صف اول در جهان قرار گرفته، و گاه، همان ملت با همان نيروهاى انسانى و منابع ديگر، به خاطر رهبرى ضعيف و نالايق آن چنان سقوط كرده كه شايد كسى باور نكند، اين همان ملت پيشرو است.
مگر، عرب جاهلى نبود كه در جهل، بدبختى، فساد، ذلت، نكبت، پراكندگى و انحطاط غوطهور بود؟ چرا كه رهبر لايقى نداشت، ولى با ظهور رهبر الهى يعنى محمّد صلى الله عليه و آله چنان راه ترقى، تكامل و عظمت را با سرعت پيمود كه دنيائى را در شگفتى فرو برد، آرى، اين است: نقش رهبر در آن زمان و اين زمان و هر زمان.
البته، خداوند براى هر عصر و زمانى رهبرى براى نجات و هدايت انسانها قرار داد؟ چرا كه حكمت او ايجاب مىكند، فرمان سعادت بدون ضامن اجرا نباشد، اما مهم اين است كه: مردم رهبرشان را بشناسند، و در دام رهبران گمراه، فاسد و مفسد گرفتار نشوند كه نجات از چنگالشان دشوار است.
اعتقاد شيعه به وجود يك امام معصوم، در هر عصر و زمان فلسفهاش همين است آن گونه كه على عليه السلام فرمود:
اللَّهُمَّ بَلى لاتَخْلُو الْا رْضُ مِنْ قائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خائِفاً مَغْمُوراً لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَّاتُهُ:
«آرى به خدا سوگند! صفحه روى زمين هرگز از رهبرى كه با حجت الهى قيام كند، خالى نشود، خواه ظاهر و آشكار باشد يا (بر اثر نداشتن پيروان كافى)