تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦
كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لايُظْلَمُونَ فَتِيلًا». «١»
***
«اما كسانى كه در اين جهان، كوردل بودند، آنها در سراى آخرت نيز نابينا خواهند بود» «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْا خِرَةِ أَعْمى».
طبيعى است، «اين كوردلان نابينا از همه گمراهترند» «وَ أَضَلُّ سَبِيلًا».
نه در اين دنيا راه هدايت را پيدا مىكنند، و نه در آخرت راه بهشت و سعادت را؛ چرا كه چشم خود را به روى همه واقعيات بستند و از ديدن چهره حق و آيات خداوند، آنچه مايه هدايت و عبرت است، و آن همه مواهبى كه خدا به آنها بخشيده بود، خود را محروم ساختند، و از آنجا كه سراى آخرت بازتاب و انعكاس عظيمى است از اين جهان، چه جاى تعجب، كه اين كوردلان به صورت نابينايان وارد عرصه محشر شوند؟!
***
نكتهها:
١- نقش رهبرى در زندگى انسانها
قبول زندگى جمعى در حيات انسانها نمىتواند از مسأله رهبرى جدا باشد؛ چرا كه براى مشخص كردن خط اصلى يك جمعيت، هميشه نياز به رهبر و پيشوائى است.
اصولًا پيمودن راه تكامل بدون استفاده از وجود رهبر، ممكن نيست، و سرّ ارسال پيامبران و انتخاب اوصيا براى آنان، همين است.
در علم عقائد و كلام، نيز با استفاده از قاعده لطف و توجه به نقش رهبر