تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
گذشته داشت، در اينجا، به بيان شخصيت والاى نوع بشر، و مواهب الهى نسبت به او مىپردازد، تا با توجه به اين ارزش فوق العاده، به آسانى گوهر خود را نيالايد و خويش را به بهاى ناچيزى نفروشد، مىفرمايد: «ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم» «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ».
آنگاه به سه قسمت از مواهب الهى، نسبت به انسانها اشاره كرده مىگويد:
«ما آنها را با مركبهاى مختلفى كه در اختيارشان قرار دادهايم، در خشكى و دريا حمل كرديم» «وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ».
ديگر اين كه: «آنها را از طيّبات روزى داديم» «وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ».
با توجه به وسعت مفهوم كلمه «طيّب» كه هر موجود پاكيزهاى را شامل مىشود، گستردگى اين نعمت بزرگ الهى آشكار مىگردد.
سوم اين كه: «ما آنها را بر بسيارى از مخلوقات خود فضيلت و برترى داديم» «وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا».
***
چند نكته:
١- مركب، نخستين نعمت انسان
در آغاز، اين نكته جلب توجه مىكند كه چرا خداوند از ميان تمام مواهبى كه به انسان بخشيده، نخست به مسأله حركت او در خشكى و دريا اشاره مىكند؟
اين، ممكن است به آن جهت باشد كه بهرهگيرى از طيبات و انواع روزىها بدون حركت امكانپذير نيست، و حركت انسان بر صفحه زمين نياز به مركب راهوار دارد، آرى «حركت» مقدمه هر گونه «بركت» است.
و يا به اين جهت كه: مىخواهد سلطه او را بر كلّ پهناى زمين، اعم از دريا و صحرا مشخص كند؛ چرا كه هر يك از انواع موجودات، بر قسمتى از محدوده زمين سلطه دارند، تنها انسان است كه بر كلّ اين كره خاكى حكومت مىكند، بر