تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
محسوب مىشود، كه نياز به عوامل فوق العاده دارد، مادام كه آن حالت فوق العاده موجود است به ياد خدا هستند، اما به محض اين كه: بر طرف شد، به طبيعت انحرافى خود بازمىگردند، و خدا را به دست فراموشى مىسپرند.
خلاصه، كمتر كسى را مىتوان پيدا كرد كه: در مشكلات سخت و طاقتفرسا به پيشگاه با عظمت خدا سر فرود نياورد، ولى مىدانيم اين بيدارى و «توجه اضطرارى»، بى ارزش است.
افراد با ايمان و مسلمانان راستين، آنها هستند كه: در راحتى و بلا، در سلامت و بيمارى، در فراوانى و قحطى، در زندان و بر تخت قدرت، و بالاخره، در همه حال، به ياد او مىباشند.
و اصولًا- اين تغيير حالات به هيچ وجه آنها را دگرگون نمىسازد.
روحشان به قدرى بزرگ است كه همه اينها را در خود هضم مىكند، همچون على عليه السلام كه عبادت، زهد و رسيدگيش به دردمندان، بر تخت قدرت همان بود كه در گوشه انزوا.
چنان كه خودش در صفات پرهيزكاران مىفرمايد: نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلاءِ كَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخاءِ: «حال آنها در بلا و راحتى يكسان است». «١»
كوتاه سخن اين كه: ايمان، توجه به خدا، توسل، عبادت، توبه و تسليم در برابر پروردگار، همه در صورتى ارزش دارد كه دائمى و پايدار باشد، اما ايمان موسمى، توبه موسمى و عبادتهاى موسمى كه در شرائط اضطرارى و يا آنجا كه منافع انسان ايجاب كند، انجام مىشود، بىفايده و يا بسيار كم ارزش است، و در آيات قرآن، از اين گونه اشخاص كراراً نكوهش شده است.
***