تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥
سنگها مدفون سازد (عذابى كه به مراتب از غرق در درياها سختتر است) سپس حافظ و نگهبانى پيدا نكنيد»؟! «أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لاتَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا».
بيابانگردان كه مخصوصاً با اين مسأله آشنا بودند- كه گاهى طوفان در دل بيابانها مىوزيد و تودهاى از شن و سنگريزه را با خود حمل مىكرد و در نقطه ديگر فرود مىآورد، و تلى عظيم تشكيل مىداد، به گونهاى كه گاهى قطار شتران در زير آن دفن مىشدند- اهميت اين تهديد را بيشتر درك مىكردند.
***
سپس، اضافه مىكند: اى فراموشكاران آيا گمان كرديد، اين آخرين بار بود كه شما نياز به سفر دريا پيدا كرديد؟
«آيا از اين ايمن هستيد كه بار ديگر بر اثر ضرورتها و نيازها خداوند شما را به قلب دريا بفرستد، و در آنجا به تندبادهاى كوبنده فرمان دهد كه شما را به خاطر كفر و كفرانتان غرق كند و آنگاه حتى كسى كه خون شما را مطالبه كند و بگويد چرا؟ وجود نداشته باشد»؟! «أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تارَةً أُخْرى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِما كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاتَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنا بِهِ تَبِيعاً».
***
نكتهها:
١- انسانهاى كمظرفيت
اين حالت، كه به هنگام ظهور مشكلات، به ياد خدا بيفتند و در راحتى او را فراموش كنند، حالت بسيارى از مردم است، در اين گونه افراد، طبيعت ثانوى، فراموشكارى و عدم توجه به واقعيات زندگى است.
بنابراين، توجه به خدا و واقعيات زندگى، يك حالت استثنائى براى آنها