تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
نخست، مىگويد: «منزّه است آن خداوندى كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى كه گرداگردش را پر بركت ساختهايم، برد» «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ».
اين سير شبانه خارق العاده: «به خاطر آن بود كه: بخشى از آيات عظمت خود را به او نشان دهيم» «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا».
و در پايان اضافه مىكند: «چرا كه خداوند شنوا و بينا است» «إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ».
اشاره به اين كه: اگر خداوند پيامبرش را براى اين افتخار برگزيد، بىدليل نبود؛ زيرا او گفتار و كردارى آنچنان پاك و شايسته داشت، كه اين لباس، بر قامتش كاملًا زيبا بود، خداوند، گفتار پيامبرش را شنيده، كردار او را ديده و لياقتش را براى اين مقام، پذيرفته بود.
بعضى از مفسران اين احتمال را نيز، در جمله فوق دادهاند كه: منظور از آن تهديد منكران اين اعجاز است كه: خداوند سخنانشان را مىشنود، و اعمالشان را مىبيند، و از توطئه آنها آگاه است.
اين آيه، در عين فشردگى، بيشتر مشخصات اين سفر شبانه اعجازآميز را بيان مىكند:
١- جمله «أَسْرى» نشان مىدهد كه: اين سفر، شب هنگام واقع شده؛ زيرا «اسراء» در لغت عرب به معنى سفر شبانه است، در حالى كه كلمه «سير» به مسافرت در روز گفته مىشود.
٢- كلمه «لَيْلًا» در عين اين كه: تاكيدى است براى آنچه از كلمه «اسراء» فهميده مىشود، اين حقيقت را نيز بيان مىكند كه: اين سفر، به طور كامل، در يك