تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥
الف- منظور، «شجره زقوم» است و آن درختى است كه طبق آيه ٦٤ سوره «صافات» در بن جهنم مىرويد، و ثمرهاى ناگوار و رنجآور دارد: (إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ) اين شجره طبق آيات ٤٦ تا ٤٧ سوره «دخان» خوراك گناهكاران است، نه همچون طعامهاى اين دنيا، بلكه همچون فلز گداخته در دل مىجوشد، كه تفسير آن به طور كامل به خواست خدا در ذيل آيات سوره «دخان» خواهد آمد.
بدون شك شجره زقوم، هيچ شباهتى با درختان اين دنيا ندارد، و به همين دليل، از لابلاى آتش مىرويد، بديهى است ما تنها از اين گونه مسائل كه مربوط به جهان ديگر است، شبحى را درك مىكنيم.
ولى مشركان قريش، اين تعبير قرآن را به خاطر جهل و نادانى به باد مسخره مىگرفتند، «ابو جهل» مىگفت: محمّد صلى الله عليه و آله شما را به آتشى تهديد مىكند كه سنگها را مىسوزاند، سپس چنين مىپندارد كه در دوزخ، درخت مىرويد!
و نيز از «ابو جهل» نقل شده كه: به عنوان سخريه، خرما و كره، حاضر مىكرد و مىخورد و به ياران خود مىگفت: از اين بخوريد كه «زقوم» همين است! «١»
روى همين جهت، قرآن در آيات مورد بحث، «شجره ملعونه» را وسيلهاى براى آزمايش مردم معرفى مىكند؛ چرا كه مشركان لجوج آن را به سخريه مىگيرند و مؤمنين راستين در برابر آن تسليماند.
ممكن است سؤال شود: اين شجره در قرآن به عنوان «شجره ملعونه» نيامده است؟
در پاسخ مىگوئيم: ممكن است منظور لعنِ خورندگان آن باشد، به علاوه