تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
٥٨ وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً
٥٩ وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْا ياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْا وَّلُونَ وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَ ما نُرْسِلُ بِالْا ياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً
٦٠ وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً
ترجمه:
٥٨- هيچ شهر و آبادى نيست مگر اين كه آن را پيش از روز قيامت هلاك مىكنيم؛ يا (اگر گناهكارند،) به عذاب شديدى گرفتارشان خواهيم ساخت؛ اين در كتاب الهى [: لوح محفوظ] ثبت است.
٥٩- هيچ چيز مانع ما نبود كه اين معجزات را بفرستيم جز اين كه پيشينيان (كه همين درخواستها را داشتند)، آن را تكذيب كردند؛ ما به (قوم) ثمود، ناقه داديم؛ (معجزهاى) كه روشنگر بود؛ اما بر آن ستم كردند (و ناقه را كشتند). ما معجزات را فقط براى بيم دادن (و اتمام حجّت) مىفرستيم.
٦٠- (به ياد آور) زمانى را كه به تو گفتيم: «پروردگارت احاطه كامل به مردم دارد؛ (و از وضعشان كاملًا آگاه است.) و ما آن رؤيائى را كه به تو نشان داديم، فقط براى آزمايش مردم بود؛ همچنين درخت نفرين شده را كه در قرآن ذكر كردهايم. و ما آنها را بيم داده (و انذار) مىكنيم؛ اما جز طغيان عظيم، چيزى بر آنها نمىافزايد»!