تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
به درجه خفيفتر، تنزل دهند كه معلوم شود، آنها از خود قدرتى دارند.
بنابراين، ذكر جمله «وَ لا تَحْوِيلًا» بعد از «فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ»، اشاره به اين است كه: آنها نه توانائى بر تأثير كامل در بر طرف ساختن مشكلات دارند، و نه تأثير ناقص در دگرگونى آنها.
«زَعَمْتُمْ» از ماده «زعم»، معمولًا به پندار نادرست گفته مىشود، لذا از «ابن عباس» نقل شده: هر جا كلمه «زعم» در قرآن به كار رفته، به معنى دروغ و كذب (و عقيده بى اساس) است.
«راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: الزَّعْمُ حِكايِةُ قَوْلٍ يَكُونُ مَظِنَّةً لِلْكِذْبِ ...: «زعم به معنى نقل سخن (يا عقيده) اى است كه احتمال دروغ در آن مىرود، لذا در تمام مواردى كه در قرآن به كار رفته در مورد مذمت و نكوهش است».
كلمه «كَشْفَ» در اصل، به معنى كنار زدن پرده يا لباس و مانند آن از روى چيزى است، و اگر اين تعبير، (كشف ضرّ) در مورد بر طرف ساختن غم و اندوه و بيمارى و ناراحتى نيز اطلاق مىشود، به خاطر آن است كه گوئى غم و اندوه و بيمارى همچون پردهاى بر چهره جان و تن انسان مىافتند، چهره حقيقى را كه سلامت و آسايش و آرامش است، مىپوشاند، به همين جهت، بر طرف ساختن اين اندوه و ناراحتى به عنوان «كشف ضرّ» تلقى مىشود.
توجه به اين نكته نيز لازم است كه: تعبير به «الَّذِيْنَ» در اين آيه، بيانگر آن است كه منظور، همه معبودهاى غير اللّه نيست، بلكه، معبودهائى همچون فرشتگان و حضرت «مسيح» عليه السلام و مانند آنها است (زيرا «الَّذِيْنَ» معمولًا در جمع عاقل استعمال مىشود).
***