تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً».
اين جمله، در حقيقت پاسخ به يكى از ايرادات مشركان است، كه: با تعبير تحقيرآميزى، مىگفتند: آيا خداوند شخص ديگرى را نداشت كه محمّد يتيم را به نبوت انتخاب كرد؟
وانگهى چه شد كه: او سرآمد همه پيامبران و خاتم آنها شد؟!
قرآن مىگويد: اين جاى تعجب نيست، خداوند از ارزش انسانى هر كس آگاه است، و پيامبران خود را از ميان همين توده مردم برگزيده، و بعضى را بر بعضى فضيلت و برترى داده، يكى را به عنوان «خليل اللّهى» مفتخر ساخت، ديگرى را «كليم اللّه»، و سومى را «روح اللّه» قرار داد، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را به عنوان «حبيب اللّه» برگزيد و خلاصه، بعضى را بر بعضى فضيلت بخشيد، طبق موازينى كه خودش مىداند و حكمتش اقتضاء مىكند.
و اما اين كه: چرا از ميان همه پيامبران، سخن از «داود» و «زبور» به ميان آمده، ممكن است به خاطر جهات زير باشد:
١- زبور داود، از ميان كتب پيامبران، اين ويژگى را دارد كه: تمام آن مناجات، نيايش و اندرز است و با قول احسن و گفتار نيكو كه، در آيات قبل به آن دستور داده شد از همه متناسبتر مىباشد.
٢- در زبور داود، خبر از حكومت صالحان و نيكان داده شده، هر چند ظاهراً مردمى تهىدست و فقير و يتيم باشند. «١»