تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
مىشود؟ اگر در هزاران يا ميليونها سال بعد باشد، چه تأثيرى در زندگى امروز ما مىكند، سخن از نقد بگو و نسيه را رها كن.
قرآن در پاسخشان مىگويد: «به آنها بگو: شايد زمان آن نزديك باشد» «قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً».
و البته نزديك است؛ چرا كه مجموعه عمر اين جهان هر چه باشد، در برابر زندگى بى پايان در سراى ديگر، لحظه زود گذرى بيش نيست.
و از اين گذشته، اگر قيامت در مقياسهاى كوچك و محدود ما دور به نظر برسد، آستانه قيامت كه مرگ است، به همه ما نزديك است؛ چرا كه مرگ قيامت صغرى است، كه (إِذا ماتَ الْا نْسانُ قامَتْ قِيامَتُهُ).
درست است كه مرگ، قيامت كبرى نيست ولى يادآور آن است.
ضمناً، تعبير به «عَسى» شايد، اشاره به اين است كه: هيچ كس تاريخ قيام قيامت را دقيقاً نمىداند، حتى شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و اين از علومى است كه مخصوص ذات پروردگار است، و جز او كسى از آن آگاه نيست.
***
در آيه بعد، بى آن كه تاريخ دقيقى از قيامت ذكر كند، بعضى از خصوصيات آن را چنين بيان مىكند: «اين بازگشت به حيات، روزى خواهد بود كه: شما را از قبرهايتان فرا مىخواند، و چه بخواهيد؟ و چه نخواهيد؟ دعوت او را اجابت مىكنيد، و حمد خداگويان به زندگى بازمىگرديد» «يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ».
و آن روز است كه: فاصله مرگ و رستاخيز يعنى دوران برزخ را كوتاه خواهيد شمرد، «و گمان مىكنيد: تنها مدت كمى در عالم برزخ درنگ كرديد»
«وَتَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا».