تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
تفسير:
رستاخيز قطعى است
در آيات گذشته، سخن از «توحيد» و مبارزه با شرك بود، اما در آيات مورد بحث سخن از «معاد» كه در همه جا مكمّل مسأله توحيد است، به ميان آمده، و همان گونه كه سابقاً هم گفتهايم، اساسىترين اعتقادات اسلامى را عقيده به مبدأ و معاد تشكيل مىدهد، و اعتقاد به اين دو اصل است كه، انسان را از نظر عملى و اخلاقى تربيت مىكند، از آلودگى و گناه بازمىدارد، به انجام وظيفه، دعوت مىكند، و او را در مسير تكامل به پيش مىبرد.
در اين آيات، به سه سؤال و يا سه ايراد منكران معاد، پاسخ گفته شده است:
نخست مىگويد: «آنها گفتند: هنگامى كه ما به استخوانهائى تبديل شديم و اين استخوانها نيز پوسيده و متفرق شد، آيا باز آفرينش جديدى پيدا خواهيم كرد»؟! «وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً». «١»
آيا اصلًا اين امكان دارد كه: استخوانهاى پوسيده و متلاشى شده- كه هر ذرهاى از آن در كنارى افتاده است- از نو جمعآورى شود، سپس لباس حيات بر آن بپوشانند؟
استخوان پوسيده متلاشى شده كجا؟ و انسان زنده، نيرومند و عاقل كجا؟
اين تعبير، مانند بسيارى از تعبيرات ديگر قرآن در زمينه معاد، نشان مىدهد كه: پيامبر صلى الله عليه و آله همواره در دعوت خود سخن از مسأله «معاد جسمانى» مىگفت، كه اين جسم بعد از متلاشى شدن بازمىگردد، و گرنه، هر گاه سخن تنها از معاد روحانى بود، اين گونه ايرادهاى مخالفان به هيچ وجه معنى نداشت.
***