تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧
مخصوصاً، به تجربه ثابت شده: انسان، سخنانى را كه به آن تمايل ندارد، به سختى مىشنود، و سخنانى كه مورد علاقه و عشق او است با سرعت و تيز گوشى مخصوصى درك مىكند، گوئى تمايلات درونى، در حواس ظاهرى انسان، نيز اثر مىگذارند، و آن را به رنگ خود درمىآورند.
نتيجه اين موانع سهگانه آن بود كه:
اوّلًا- از شنيدن حق فرار مىكردند، مخصوصاً هنگامى كه سخن از يگانگى خدا به ميان مىآمد كه با اساس همه معتقدات شركآلودشان تناقض داشت به سرعت مىگريختند.
ثانياً- براى تقويت خط انحرافى خود، به توجيهات غلط درباره پيامبر صلى الله عليه و آله و سخنانش پرداخته، هر كدام او را به چيزى متهم مىساختند: ساحر، شاعر، مجنون و ديوانه!
و اين چنين است، سرنوشت همه دشمنان حق كه اعمال و صفات رذيله آنها حجابى است براى آنان.
و اينجا است كه، مىگوئيم: اگر كسى بخواهد صراط مستقيم حق را بپويد، و از انحراف و گمراهى در امان بماند، بايد قبل از هر چيز، در اصلاح خويشتن بكوشد.
دل را از بغض، كينه، حسد و عناد، و روح را از كبر، غرور و نخوت، و خلاصه، وجود خود را از صفات رذيله، پاك كند؛ چرا كه آئينه قلب، هر گاه از اين رذائل پاك شود و صيقل يابد، همه حقايق در آن پرتوافكن خواهد بود، به همين دليل، گاهى، افراد بى سواد پاكدل، حقايقى را مىفهمند كه دانشمند تهذيب نايافته، قدرت درك آن را ندارد.
***