تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤
تفسير:
بىخبران مغرور و موانع شناخت
به دنبال آيات گذشته، اين سؤال براى بسيارى پيش مىآيد كه: با توجه به وضوح مسأله توحيد- به طورى كه همه موجودات جهان، به آن گواهى مىدهند-؛ چرا مشركان اين واقعيت را نمىپذيرند؟ چرا آنها اين آيات گويا و رساى قرآن را مىشنوند و بيدار نمىشوند؟!
آيات مورد بحث، مىتواند اشاره به پاسخ اين سؤال باشد.
نخستين آيه، مىگويد: «اى پيامبر! هنگامى كه قرآن مىخوانى ميان تو و آنها كه ايمان به آخرت ندارند، حجاب و پوششى قرار مىدهيم» «وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ بِالْا خِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً».
اين حجاب و پرده، همان لجاجت، تعصّب، خودخواهى، غرور و جهل و نادانى بود كه حقايق قرآن را از ديدگاه فكر و عقل آنها، مكتوم مىداشت و به آنها اجازه نمىداد، حقايق روشنى همچون توحيد، معاد، صدق دعوت، پيامبر صلى الله عليه و آله و مانند آنها را درك كنند.
در اين كه: مستور در اينجا صفت براى حجاب است، يا براى شخص پيامبر صلى الله عليه و آله، و يا حقايق قرآن، بحثى داريم كه، در نكات آخر مىخوانيد، همچنين در چگونگى نسبت دادن ايجاد اين حجاب به خداوند، سخنى است كه در آنجا خواهد آمد.
***
آيه بعد، اضافه مىكند: «ما بر دلهاى آنها پوششهائى قرار دادهايم تا قرآن را درك نكنند و در گوشهايشان ثقل و سنگينى» «وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْيَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً».
لذا «هنگامى كه پروردگارت را در قرآن به يگانگى ياد مىكنى آنها پشت