تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
شأن نزول:
جمعى از مفسران، مانند «طبرسى» در «مجمع البيان» و «فخر رازى» در «تفسير كبير» و بعضى ديگر در شأن نزول آيات فوق، چنين گفتهاند: آيه نخست، درباره گروهى از مشركان، نازل شده كه: پيامبر صلى الله عليه و آله را هنگام تلاوت قرآن در شب و نماز در كنار خانه كعبه آزار مىدادند، او را با سنگ مىزنند و مانع دعوت مردم به اسلام مىشدند.
خداوند، به لطفش چنان كرد كه: آنها نتوانند او را آزار كنند (و شايد اين از طريق رعب و وحشتى بود، كه از پيامبر در دل آنها افكند). «١»
در روايت ديگرى، مىخوانيم: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن مىخواند، دو نفر از مشركان در طرف راست، و دو نفر در طرف چپ، قرار مىگرفتند، كف مىزدند، سوت مىكشيدند و با صداى بلند اشعار مىخواندند، تا صداى پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش مردم نرسد. «٢»
«ابن عباس» مىگويد: «ابو سفيان، ابو جهل» و ديگران گاهى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمده به سخنان او گوش فرا مىدادند، روزى يكى از آنها به ديگران گفت:
اصلًا من نمىفهمم «محمّد» چه مىگويد؟ فقط مىبينم: لبهاى او حركت مىكند! ولى «ابو سفيان» گفت: فكر مىكنم: بعضى از سخنانش حق است.
«ابو جهل» اظهار داشت: او «ديوانه» است.
«ابو لهب» اضافه كرد: او «كاهن» است.
ديگرى گفت: او «شاعر» است.
به دنبال اين سخنان ناموزون، و نسبتهاى ناروا آيات فوق نازل گشت. «٣»