تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
اشتباه نشود، اين دو بيان، گر چه از پارهاى جهات شبيهند ولى اشاره به دو دليل مختلف مىكنند، كه يكى بازگشت به «فساد نظم جهان» بر اثر تعدّد خدايان است، و ديگرى قطع نظر از نظم جهان، از وجود «تمانع و تنازع» در ميان خدايان متعدد سخن مىگويد. «١»
***
و از آنجا كه در تعبيرات مشركان، خداوند بزرگ، تا سر حدّ يك طرف نزاع تنزل كرده است، در آيه بعد، بلا فاصله مىگويد: «خداوند از آنچه آنها مىگويند پاك و منزه است و از آنچه مىانديشند بسيار برتر و بالاتر است» «سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبِيراً».
در واقع، در اين جمله كوتاه با چهار تعبير مختلف، پاكى دامان كبريائيش از اين گونه نسبتهاى ناروا بيان شده است:
١- «خداوند از اين نقائص و نسبتهاى ناروا منزّه است» (سُبْحانَهُ).
٢- «او برتر از آن است كه اينها مىگويند» (وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ).
٣- با ذكر كلمه «عُلُوّاً» كه مفعول مطلق است و براى تأكيد، اين گفتار را تأكيد نموده است.
٤- سرانجام، با تعبير به «كَبِيراً» تأكيد جديدى بر آن مىافزايد.
قابل توجه اين كه: جمله «عَمَّا يَقُولُونَ» (از آنچه آنها مىگويند) معنى وسيعى دارد كه همه نسبتهاى نارواى آنان و لوازمى را كه در بردارد، شامل مىشود (دقت كنيد).
***
سپس براى اثبات عظمت مقام پروردگار، و اين كه: او برتر از خيال و قياس