تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
٤١ وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً
٤٢ قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا
٤٣ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبِيراً
٤٤ تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْا رْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
ترجمه:
٤١- ما در اين قرآن، انواع بيانات مؤثر را آورديم تا متذكّر شوند! ولى جز بر نفرتشان نمىافزايد.
٤٢- بگو: «اگر آن چنان كه آنها مىگويند با او خدايانى بود، در اين صورت، سعى مىكردند راهى به سوى (خداوند) صاحب عرش پيدا كنند».
٤٣- او پاك و برتر است از آنچه آنها مىگويند؛ بسيار برتر و منزّهتر!
٤٤- آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مىگويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد؛ او بردبار و آمرزنده است.
تفسير:
چگونه از حق فرار مىكنند؟!
از آنجا كه سخن در آيات گذشته، به مسأله توحيد و شرك منتهى شد، در آيات مورد بحث، اين مسأله با بيان روشن و قاطعى دنبال مىشود.