تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣
حالى كه حتى عظمت بلندترين قلههاى كوههاى زمين در برابر اين كره، چيز قابل ذكرى نيست، و خود زمين ذرّه بى مقدارى است، در مجموعه جهان هستى.
پس، اين چه كبر و غرورى است كه تو دارى؟!
جالب توجه اين كه: قرآن، تكبر و غرور را كه يك خوى خطرناك درونى است، مستقيماً مورد بحث قرار نداده، بلكه روى پديدههاى ظاهرى آن، حتى سادهترينش، انگشت گذاشته، و از طرز راه رفتن متكبران، و مغروران خودخواه و بىمغز، سخن گفته است، اشاره به اين كه: تكبر و غرور، حتى در سطح سادهترين آثارش، مذموم، ناپسند و شرمآور است.
و نيز اشاره به اين كه: صفات درونى انسان، هر چه باشد، خواه و ناخواه خود را در لابلاى اعمالش نشان مىدهد، در طرز راه رفتنش، در نگاه كردنش، در سخن گفتنش و در همه كارش!
به همين دليل، به محض اين كه: به كوچكترين پديدهاى از اين صفات در اعمال برخورديم، بايد متوجه شويم: خطر نزديك شده، و آن خوى مذموم در روح ما لانه كرده است، فوراً به مبارزه با آن برخيزيم.
ضمناً، از آنچه گفتيم، به خوبى مىتوان دريافت: هدف قرآن از آنچه در آيه فوق آمده (همچنين در سوره «لقمان» و بعضى ديگر از سورههاى قرآن) اين است كه: كبر و غرور را به طور كلّى، محكوم كند، نه تنها در چهره خاصى يعنى راه رفتن.
چرا كه غرور، سرچشمه بيگانگى از خدا و خويشتن، اشتباه در قضاوت، گم كردن راه حق، پيوستن به خط شيطان، و آلودگى به انواع گناهان است.
على عليه السلام در خطبه «همّام» درباره صفات پرهيزگاران مىفرمايد: وَ مَشْيُهُمُ التَّواضُعُ: «آنها متواضعانه راه مىروند». «١»
نه تنها در كوچه و بازار، كه خط مشى آنها در تمام امور زندگى و حتى در