تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢
بىحجابى مقدمه ديگر، كتابهاى بدآموز، «فيلمهاى آلوده»، «نشريات فاسد» و «كانونهاى فساد» هر يك مقدمهاى براى اين كار محسوب مىشود.
همچنين، خلوت با اجنبيه (يعنى بودن مرد و زن نامحرم در يك مكان خالى و تنها) عامل وسوسهانگيز ديگرى است.
بالاخره، ترك ازدواج براى جوانان، و سختگيرىهاى بى دليل طرفين در اين زمينه، همه، از عوامل «قرب به زنا» است كه در آيه فوق، با يك جمله كوتاه از همه آنها نهى مىكند، و در روايات اسلامى نيز هر كدام جداگانه مورد نهى قرار گرفته است.
ب- جمله «إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً» كه مشتمل بر سه تأكيد است (إِنَّ، استفاده از فعل ماضى و تعبير به فاحِشِه) عظمت اين گناه آشكار را آشكارتر مىكند.
ج- جمله «ساءَ سَبِيلًا» (راه زنا بد راهى است) بيانگر اين واقعيت است كه:
اين عمل راهى به مفاسد ديگر در جامعه مىگشايد.
***
فلسفه تحريم زنا
١- پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده، و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران، رابطهاى كه وجودش نه تنها سبب شناخت اجتماعى است، بلكه موجب حمايت كامل از فرزندان مىگردد، و پايههاى محبتى را كه در تمام طول عمر سبب ادامه اين حمايت است، مىگذارد.
خلاصه، در جامعهاى كه فرزندان نامشروع و بى پدر، فراوان گردند روابط اجتماعى كه بر پايه روابط خانوادگى بنيان شده، سخت دچار تزلزل مىگردد.
براى پى بردن به اهميت اين موضوع، كافى است يك لحظه چنين فكر كنيم: چنان چه زنا در كلّ جامعه انسانى مجاز گردد و ازدواج برچيده شود،