تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
عدم توانائى بر تأمين هزينه زندگى آنها سبب قتلشان مىشد، چرا كه دختر در آن جامعه توليدكننده نبوده بلكه غالباً مصرفكننده محسوب مىشد.
درست است كه: پسران نيز در آغاز عمر، مصرفكننده بودند ولى عرب جاهلى هميشه به پسران به عنوان يك سرمايه مهم، مىنگريست و حاضر به از دست دادن آنها نبود.
بعضى ديگر عقيده دارند: آنها دو نوع قتل فرزند داشتند: نوعى كه به پندار غلط خودشان به خاطر حفظ ناموس بود، و اين اختصاص به دختران داشت، و نوعى ديگر، از ترس فقر صورت مىگرفت و آن جنبه عمومى داشت و پسر و دختر در آن تفاوت نمىكرد.
ظاهر تعبير آيه، كه ضمير جمع مذكر در آن به كار رفته (قَتْلَهُمْ) مىتواند دليلى بر اين نظر بوده باشد؛ زيرا اطلاق جمع مذكر به پسر و دختر به طور مجموع از نظر ادبيات عرب، ممكن است ولى، براى خصوص دختران بعيد به نظر مىرسد.
اما اين كه: گفته شد، پسران قادر بر توليد بودند و سرمايهاى محسوب مىشدند، كاملًا صحيح است، اما اين در صورتى است كه توانائى بر هزينه آنها در كوتاه مدت، داشته باشند، در حالى كه گاهى آن قدر در فشار بودند كه، حتى توانائى بر اداره زندگى آنها در كوتاه مدت هم نداشتند (و به همين دليل تفسير دوم صحيحتر به نظر مىرسد).
به هر حال، اين، يك توهّم بيش نبود كه: روزىدهنده فرزندان، پدر و مادرند، خداوند اعلام مىكند: اين پندار شيطانى را از سر به در كنند، و به تلاش و كوشش هر چه بيشتر برخيزند، خدا هم كمك نموده، زندگى آنها را اداره مىكند.