تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤
است، اما به يك شرط، و آن اين كه: بيهوده به هدر داده نشوند، بلكه به صورت صحيح و معقول و دور از هر گونه افراط و تفريط مورد بهرهبردارى قرار گيرد، و گر نه، اين مواهب آن قدر زياد و نامحدود نيست كه با بهرهگيرى نادرست، آسيب نپذيرد.
و اى بسا اسراف و تبذير در منطقهاى از زمين، باعث محروميت منطقه ديگرى شود، و يا اسراف و تبذير انسانهاى امروز باعث محروميت نسلهاى آينده گردد.
آن روز كه ارقام و آمار، همچون امروز در دست انسانها نبود، اسلام هشدار داد كه: در بهرهگيرى از مواهب خدا در زمين، اسراف و تبذير روا مداريد.
قرآن در آيات فراوانى شديداً مسرفان را محكوم كرده است:
در جائى مىگويد: «اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست ندارد» (وَ لاتُسْرِفُوا إِنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ). «١»
در مورد ديگر «مسرفان را اصحاب دوزخ مىشمرد» (وَ إِنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ). «٢»
و «از اطاعت فرمان مسرفان، نهى مىكند» (وَ لاتُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ). «٣»
و مجازات الهى را در انتظار مسرفان مىشمرد: (مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ). «٤»
اسراف را يك برنامه فرعونى قلمداد مىكند: (وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ). «٥»
مسرفان دروغگو را محروم از هدايت الهى مىشمرد: (إِنَّ اللَّهَ لايَهْدِي مَنْ