تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥
فرمود: «اين كار را نكنيد، اين تبذير است و خدا فساد را دوست نمىدارد». «١»
دقت در مسأله «اسراف و تبذير» تا آن حد است كه در حديثى مىخوانيم:
پيامبر صلى الله عليه و آله از راهى عبور مىكرد، يكى از يارانش به نام «سعد» مشغول وضوء گرفتن بود، آب زياد مىريخت، فرمود: چرا اسراف مىكنى اى سعد! عرض كرد:
آيا در آب وضو نيز اسراف است؟
فرمود: نَعَمْ وَ إِنْ كُنْتَ عَلى نَهْرٍ جارٍ: «آرى هر چند در كنار نهر جارى باشى». «٢»
در اين كه: منظور از «ذى القربى» در اينجا همه خويشاوندان است يا خصوص خويشاوندان پيامبر صلى الله عليه و آله (زيرا مخاطب در آيه او است) در ميان مفسران گفتگو است.
در احاديث متعددى كه در نكات، بحث آن خواهد آمد، مىخوانيم: اين آيه، به ذوى القرباى پيامبر صلى الله عليه و آله تفسير شده، و حتى در بعضى مىخوانيم: به داستان بخشيدن سرزمين «فدك» به «فاطمه زهرا» عليها السلام نظر دارد.
ولى، همان گونه كه بارها گفتهايم، اين گونه تفسيرها مفهوم وسيع آيات را محدود نمىكند، و در واقع بيان مصداق روشن و واضح آن است.
خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله در جمله «وَ آت» دليل بر اختصاص اين حكم به او نيست، زيرا ساير احكامى كه در اين سلسله آيات وارد شده، مانند نهى از تبذير و يا مداراى با سائل و مستمند، و يا نهى از بخل و اسراف، همه به صورت خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر شده، در حالى كه مىدانيم اين احكام جنبه اختصاصى ندارد، و مفهوم آن كاملًا عام است.
توجه به اين نكته نيز لازم است، كه نهى از «تبذير» بعد از دستور به اداى