تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣
٢٦ وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
٢٧ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً
٢٨ وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً
٢٩ وَ لاتَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
٣٠ إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً
ترجمه:
٢٦- و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن.
٢٧- چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطيناند؛ و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود!
٢٨- هر گاه از آنان [: مستمندان] روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو!
٢٩- هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، كه مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرو مانى!
٣٠- به يقين، پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد، گشاده يا تنگ مىدارد؛ او نسبت به بندگانش، آگاه و بيناست.