نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٦٥ - روايات شگفت در دانش عمر
حميدى در جمع بين الصحيحين در مسند ابو موسى اشعرى آورده است: «ابو عامر فرزند ابو موسى مىگويد: عبد اللَّه بن عمر از من پرسيد: آيا مىدانى پدرم به پدرت چه گفت؟ من پاسخ منفى دادم. او گفت: پدرم از پدرت پرسش كرد: اى ابو موسى آيا دوست داشتى اسلام ما با پيامبر، موازنه مىگشت و بدى با خوبى برابر مىآمد، تا از شر اعمال (پس از پيامبر) نجات مىيافتيم؟ و خير و شر ما سر به سر مىشد؟ ابو موسى گفت: نه به خدا سوگند، ما پس از پيامبر جهاد كرديم، نماز گزارديم، روزه داشتيم و كردارهاى نيكوى بسيار به جاى آورديم. بسيار كسان بر دست ما مسلمان شدند و به پاداش اعمال خود اميدواريم.
______________________________
قوشچى
پس از بديهى دانستن اين مطلب چنين عذر آورده كه مخالفت مجتهد با ديگرى در مسائل
اجتهادى، بدعت نيست. اين پوزش خواهى قوشچى بواقع، ننگ نهادن بر عمر است زيرا او
پيامبر و عمر را دو مجتهد فرض كرده كه عمر به مخالفت با پيامبر برخاسته؛ در حالى
كه عمر صاحب رسالت نبوده يا فراتر از آن، خدا نبوده كه در برابر سخن پيامبر- سخنى
كه جز از وحى نيست- در احكام اجتهاد كند. از چنين فرضى لازم مىآيد كه پروردگار يك
مجتهد و عمر مجتهد ديگرى باشد كه شريعت خدا را تاييد يا نسخ كند.
دليل ديگرى كه نشان مىدهد، حى على خير العمل از اجزاى اذان بوده روايت كنز العمال، ج ٤، ص ٢٦٦، كتاب الصلاة، است كه از طبرانى نقل شده: «بلال در اذان صبح حى على خير العمل مىگفت».
كسانى كه سپس آمدند، اين شعار اسلامى را حذف كردند ولى حى على خير العمل، از بديهيات مذهب خاندان رسول خدا و شعار ايشان و شيعه ايشان است.
ابو الفرج اصفهانى در كتاب خود: «مقاتل الطالبين» در بيان ماجراى صاحب فخ مىگويد: شهيد فخ حسين بن على بن الحسن بن الحسن ابن امير المؤمنين، پس از ظهور در مدينه به روزگار موسى الهادى عباسى، به موذن فرمان داد «حى على خير العمل» را در اذان ندا دهد و او چنين كرد. حلبى در سيره خود، ج ٢، ص ٩٨، از ابن عمر و على بن الحسين ٧ نقل مىكند كه آنها حى على الفلاح و سپس حى على خير العمل را در اذان مىآوردند. نيز مىگويد: رافضيان (شيعه) پس از دو حى على ... حى على خير العمل را بيان مىكردند ولى در زمان سلجوقيان از اين كار منع شدند. اين روايات نشان مىدهد كه حذف جمله مذكور، جز بازيهاى سياسى در برابر اهل بيت پيامبر نبوده است و گر نه وجود آن در اذان و اقامه از امامان شيعه، جز متواترات آنها است.
در اين باره مىتوان به كتاب حديث ايشان «وسائل الشيعه الى احكام الشريعه» مراجعه كرد.