نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٢١ - د مطاعن معاويه
شده بود و خداوند به پيامبرش فرمان داده بود كه در دعا از او استعانت بجويد و ميان او و پيامبر پيمان برادرى بود. ناسزاگويى به امير المؤمنين هشتاد سال دوام يافت تا عمر بن عبد العزيز آن را ممنوع ساخت[١]. ابن سنان خفاجى در اين باره سروده است:
آيا بر فراز منبرهايى او را دشنام گفتيد كه به ضرب شمشير او برايتان بر پا گشته بود؟ ٩. معاويه امام حسن ٧ را با زهر به شهادت رسانيد[٢]. فرزند او يزيد نيز امام حسين ٧ را به شهادت رسانيد و حرم او را به اسارت گرفت[٣]. يزيد كعبه را ويران ساخت و مدينه را تاراج نمود[٤]. پدر معاويه دندانهاى پيامبر را در جنگ شكست[٥] و مادرش جگر حمزه را خورد[٦]. من نمىدانم چگونه خرد كسانى كه از اين جماعت با چنين رذايلى پيروى مىكنند به آنها اجازه اين كار را مىدهد؟
١٠. «شجره ملعونه در قرآن» در باره معاويه و انساب او نازل شده است.
١١. حافظ ابو سعيد، اسماعيل بن على السمان حنفى در كتاب «مثالب بنى اميه» و شيخ ابو الفتوح محمّد بن جعفر بن محمّد همدانى در كتاب «بهجت المستفيد» آوردهاند كه مسافر بن عمرو بن اميه بن عبد شمس، مردى خوش سيما و بخشنده بود و هند را
[١]. تاريخ الكامل، ج ٤، ص ١٥٤، تاريخ الخلفاء، ص ٢٤٣، تاريخ اليعقوبى، ج ٣، ص ٥٠، مروج الذهب، ج ٣، ص ١٨٤، فضل در اين باره چنين سروده است:
هر كس ولايت على ٧ را فرو نهد او را مؤمن و هوشمند نمىنامم. چگونه ناسزا گفتن به وصى پيامبر، در ميان خلق به گوش مىرسد؟ با دشنام دهندگان سخنى ندارم جز آنكه به لعن على، خدايشان لعنت كند.
ما مىگوييم: لعنت خدا بر دشمن مولايمان على و فرزندان معصوم او، تا ابد باد.
[٢]. ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٤ و ٧ از مدائنى و در ص ١١ و ١٧ از أبو الفرج مطلب را روايت كرده است، نيز الاستيعاب در حاشيه الاصابه، ج ١، ص ٣٧٥ و مروج الذهب، ج ٢، ص ٤٢٧.
[٣]. اين واقعه از متواترات است و همگان آن را مىدانند.
[٤]. الامامه و السياسه، ج ١، ص ٢١١ و ج ٢، ص ١٤، مروج الذهب، ج ٣، ص ٦٨ و ٧١ و تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٣٧ و ٢٣٨.
[٥]. حافظان حديث و تاريخ، از جمله احمد بن حنبل( مسند، ج ١، ص ٣١)، آن را بيان كردهاند.
[٦]. تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٣٩.