نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٨٣ - امام بايد معصوم باشد
______________________________
باقلانى
در (التمهيد ص ١٨٦) مىنويسد: «جمهور سنيان و اصحاب حديث برآنند كه امام به گناه و
ظلم و قتل و غصب و ناديده گرفتن كيفرهاى اسلامى، از امامت خلع نمىشود و شورش بر
او واجب نيست.» سخن تفتازانى (شرح المقاصد، ج ٢، ص ٧١ و ٢٧٢) و نووى (شرح مسلم،
حاشيه ارشاد السارى، ج ٨، ص ٣٦) نيز تقريبا همانند گفتار باقلانى است. (بنگريد به:
الغدير، ج ٧، ص ١٣٦، ١٣٩) بزرگان سنى در تفسير آيه: «و آنچه در خواب به تو نشان
داديم و داستان درخت ملعون كه در قرآن آمده است چيزى جز آزمايش مردم نبود. ما مردم
را مىترسانيم ولى تنها به كفر و سركشيشان افزوده مىشود.» اسراء، ٦٠، تصريح
كردهاند كه پيامبر فرمود: مراد از «درخت نفرين شده در قرآن» بنى اميهاند. اين
مطلب را سيوطى در تفسير خود (ج ٤، ص ١٩١)، حلبى در سيرهاش (ج ١ ص ٢١٧)، زينى
دحلان در السيره النبويه (ج ١، ص ٢٢٦)، قرطبى در تفسير خود (ج ١٠، ص ١٨٦) و آلوسى
در تفسير خويش (ج ١٥، ص ١٠٧) بيان كردهاند. حاصل سخن آلوسى اين است: «گفتار خدا
كه آن را فتنه مردم قرار داديم، يعنى آن را بلا و آزمون مردم ساختيم.» ابن مسيّب
نيز اين گونه تفسير كرده است. شايد اين آزمون در باره خلفاى بنى اميه بوده كه آنچه
مىدانيم مرتكب شدند و از راه حق روى تافتند ... سپس در باره برخى از ياران و
ياوران خليفگان سخن مىگويد كه به قول همان ياوران، خلفا بزرگترين گناهان و زشتيها
را انجام دادند.
ممكن است مقصود اين باشد كه ما خلافت آنها يا خودشان را جز فتنه قرار نداديم كه بدينسان شدت مذمت و سرزنش در اين كلام هويداست. با اين تفسير، ضمير «مىترسانيمشان» به فرزندان خلفايى باز مىگردد كه اولاد داشتند و فرزندانشان از بنى اميه محسوب مىشدند. تعبير درخت در اينجا فراگير است و مقصود از آن بنى اميه مىباشد خداوند ايشان را به سبب تبهكارىهايشان لعنت كرد. بنى اميه خون ناروا ريختند، حرمت زنان پاكدامن شكستند، اموال بنا حق ستدند و حق را از اهلش باز داشتند، حكمها دگرگون ساختند و به جز آنچه بر فرستاده خدا وحى شده بود داورى كردند. اينها و جز اينها از زشتيهاى شرمآور آنهاست كه تا شب و روز برپايند در خاطرهها خواهد بود.
لعنت و نفرين بر بنى اميه در قرآن آمده است، يا بخصوص ايشان كه شيعه باور دارند و يا به عموم كه ما بر آنيم: «هر آينه كسانى كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند خدا در دنيا و آخرت لعنت كرده است.» حافظ سليمان قندوزى حنفى در كتاب خود «ينابيع المودة» (ص ٤٤٦، طبع استانبول، سال ١٣٠٢) نوشته است: «پژوهشگرى بر آن است كه احاديث نشانگر خلفاى پس از پيامبر كه عدد آنها را دوازده تن معرفى مىكند، از طريقههاى بسيارى شهرت يافته است. با در نظر گرفتن ويژگيهاى، زمانى و مكانى در مىيابيم كه پيشوايان دوازدهگانه نمىتوانند جز اهل بيت و خاندان پيامبر باشند زيرا اگر مراد از حديث را خلفاى راشدين.