نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٧٨ - پاكدامنى والدين پيامبران
و كارهايى چون تمسخر كه مقام آدمى را فرو مىآورد پيراسته باشد، زيرا اين امور منزلت و قدر او را در قلب انسانها حقير مىكند و مردم از پيروى او پرهيز مىنمايند. اين همه محل ترديد نيست.
اهل سنت در اين مطلب مخالفت ورزيدهاند. اشاعره از آن روى كه حسن و قبح را نفى مىكنند بدان رفتهاند كه زاده حرام مىتواند پيامبر باشد گرچه حرامزادگى او را همگان بدانند و رواست كه پدرش به هر تبهكارى و گناه و شركى آلوده گردد و او خود از مسخرهكنندگان و سبكسران باشد كه با وى لواط كنند و او قوّادى نمايد. مادرش نيز به زناكارى شهره باشد كه دست رد بر سينه هيچ كس ننهد.
اين انديشه از آنجا بر آمده كه اشعريان به حسن و قبح عقلى باور ندارند و چنين امورى را از سوى خداوند ممكن الصدور مىدانند و التزام به اين سخنان بىشرمانه، شگفتتر از رأى ديگر اشعريان نيست كه جايز مىدانند خداوند بىدليل كسى را تا ابد شكنجه كند يا پاداش بخشد.
معتزله نيز از آن روى كه گناهكارى را بر پيام آوران جايز مىدانند، بايد به چنين لوازمى پايبند باشند و آنها وحدت نظر دارند كه از پيامبران گناهان كثير سر زده، همان گونه كه در داستان برادران يوسف است.
خردمندان به ديده انصاف بنگرند، آيا گزينش چنين آرايى پسنديده است و آيا مكلّفى حاضر است به سخن كسى گردن نهد كه در تمام مدت زندگى خود تا پيامبرى دامنى آلوده داشته است و پس از نبوت فرومايه و سبكسر بوده است؟
و آيا گفتار چنين كسى بر خلق، حجت است؟
بايد دانست كه بحث با اشاعره در اين مسأله، كارى بيهوده و خارج از قانون است
______________________________
گرديدهاند.
نژادگى و تبار پاكيزه از شرطهاى پيامبرى است.
(السيرة الحلبيه ج ١، ص ٢٨، در حاشيه آن و السيرة النبويه زينى دحلان، ج ١، ص ١٢.).