نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٦٧ - خداوند بر هر مقدورى تواناست
باب سوّم: صفات خداوند[١]
خداوند بر هر مقدورى تواناست
آنچه سبب تعلق قدرت به مقدور مىشود، امكان است؛ پس خداوند به هر چه قدرت به آن تعلق گيرد قادر است. برخى از جمهور با اين رأى مخالفت كردهاند. گروهى گفتهاند خداوند بر مثل مقدور بنده، توانايى ندارد. قومى ديگر خداوند را در غير مقدور بندگان ناتوان دانستهاند. جمعى او را بر انجام زشتىها ناتوان پنداشتهاند و گروهى بر آن رفتهاند كه خداوند نمىتواند علومى را كه به طريق اكتسابى مىآموزيم به گونهاى پديد آورد كه براى ما فطرى و ضرورى باشد[٢].
[١]. در بحث صفات خدا كه بحث بسيار مهمى در فلسفه و كلام اسلامى است، گاه سخن از اثبات يا نفى برخى صفات است كه آنها را صفات ثبوتى و سلبى گويند و گاه پژوهش در باره نحوه ارتباط صفات با ذات حق است. خواننده مىتواند به كتب معتبر، بويژه جلد ششم اسفار مراجعه كند.
علّامه در هر دو باب به اقتضاى هدف خود تحقيق كرده است. از صفات ثبوتى و سلبى به ميزان نيازى كه به نقض رأى مخالفان داشته، سخن گفته و چون اشاعره صفات حق را زائد بر ذات و قديم مىدانستهاند، علّامه در ابطال كلام نفسى و حدوث كلام و زائد نبودن بقاء بر ذات استدلال كرده است.( م).
[٢]. مقصود علّامه از جمهور، همه مخالفان اماميه در مسأله امامت است. امامت بزرگترين مطلبى است كه امت در آن با يك ديگر به نزاع برخاستهاند و بر هيچ اصلى چون آن تيغ نياهيختهاند. رأى نخست از ابو القاسم كعبى رئيس كعبيه از معتزله است، دو ديگر از عامه معتزله و جباييان است و سومين به نظّام رهبر فرقه نظّاميّه تعلق دارد.
( بنگريد به: شرح العقائد و حاشيه كستلى ص ٧ و شرح تجريد علّامه ص ٢١٩) بنا به آنچه از الملل و النحل، ج ١، ص ٦٦ و مقالات الاسلاميين، ج ٢، ص ٥٤٨ و الفصل ابن حزم بر مىآيد، قول چهارم از معمر بن عبد اللَّه رهبر معمريه از معتزله و عباد بن سليمان شاگرد هشام فوطى مىباشد.