نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٦٦ - شناخت خدا به حكم خرد واجب است
شناخت خدا به حكم خرد واجب است
شناخت خداوند، امر واجبى است كه عقل بر لزوم آن گواهى مىدهد. حق آن است كه شناخت خدا برگرفته از خرد است گرچه سمع نيز آن را تأييد كرده است.
«بدان كه جز اللَّه خدايى نيست.»[١] (سبب عقلى بودن معرفت اين است كه) سپاسگزارى از بخشنده نعمت، واجب است و ما نشانههاى نعمت را در خود مىبينيم پس بايد فاعل نعمت را سپاس گوييم و شكر او تنها به شناختش ميسّر است. نيز چون شناخت خداوند دفعكننده هراسى است كه از اختلاف برمىخيزد و دفع هراس واجب است، معرفت حق نيز واجب خواهد بود.
اشعريان بر آنند كه معرفت خداوند با نقل واجب است نه عقل[٢]. لازمه سخن ايشان دور باطل است زيرا شناخت ايجاب، وابسته به شناخت ايجابكننده است. اگر شخصى كه ايجابكننده است به گونهاى مورد شناخت و معرفت قرار نگرفته باشد نمىتوان دانست كه چيزى را ايجاب كرده است. پس معرفت ايجاب متوقف بر معرفت موجب و شناخت موجب وابسته به شناخت ايجاب است.
دليل ديگر اينكه اگر معرفت تنها بواسطه امر و فرمان الهى واجب باشد، اين فرمان يا براى عارف است يا براى غير عارف و هر دو فرض باطل است، پس وابسته كردن وجوب معرفت به امر نيز باطل خواهد بود.
وجه بطلان فرض اول، تحصيل حاصل است و سبب بىاعتبارى فرض دوم اينكه شخص جاهل نمىتواند بداند كه به او فرمان دادهاند و انجام فرمان واجب است پس در اين حال خداوند نمىتواند به او فرمان دهد زيرا تكليف بيشتر از طاقت، لازم مىآيد و بزودى بطلان چنين تكليفى را بيان خواهيم كرد.
[١]. محمّد: ١٩.
[٢]. التفسير الكبير، ج ١، ص ٢٢٧ و ج ١١، ص ١١٠، الملل و النحل، ج ١، ص ١٠١.