نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٣ - ديدن پس از فراهم آمدن شرطها، ضرورى است
و) شفاف نبودن: جسم شفاف بىرنگ مانند هوا، ديده نمىشود.
ز) انگيزه و آهنگ ديدن: بيننده بايد قصد ديدن داشته باشد.
ح) قرار گرفتن شىء در نور: جسم رنگينى كه در تاريكى باشد مرئى نيست و اين حكمى است كه نمىتوان در آن ترديد داشت. اشعريان در اين باب با همه خردمندان مخالفت كردهاند[١] و هيچ يك از شرايط مذكور را براى رويت، معتبر ندانستهاند. گفتار ايشان نزد عاقلان سفسطه و گردنكشى در برابر حقيقت است.
ديدن پس از فراهم آمدن شرطها، ضرورى است
همه فرهيختگان، اين حكم را به سبب آنكه قضيهاى بديهى است، پذيرفتهاند و هيچ كس ترديد ندارد كه پس از تحقق يافتن شرطها، ديدن به نحو حتمى و ضرورى صورت مىبندد. اما اشاعره با جميع عاقلان مخالفت كردهاند[٢] و به راه سفسطه رفتهاند.
آنان ممكن دانستهاند كه در اطراف ما كوههاى سر بر آسمان افراشته كه سطح زمين را پوشاندهاند، وجود داشته باشد و خورشيد نيم روزى بر آنها پرتو افكند و ايشان را بنهايت روشن كند ولى ما چيزى نبينيم! يا بانگهاى هراس انگيز در سراسر زمين طنين اندازد و هر كه آنها را بشنود از بيم به لرزه افتد و ما با گوش شنوا و بدون حاجب و نزديك به صدا، چيزى نشنويم! يا آهن تفته، گراييده از سرخى به سپيدى را به كف گيريم و سوزش آن را در نيابيم[٣]. ترديدى نيست كه پذيرش اين امور، سفسطه است و ضرورت عقلى به ابطال آن حكم مىكند. هر كه در اين مطلب شك نمايد آشكارترين محسوسات را انكار كرده است.
[١]. شرح عقايد تفتازانى و حاشيه كستلى- ص ٣٢، شرح تجريد قوشچى، ص ٢٣٨، التفسير الكبير، ج ١٣، ص ١٢٩.
[٢]. همان.
[٣]. فضل، در محل خويش، اين مطلب را پذيرفته است اما آن را توجيه كرده است. بنگريد به: شرح عقايد- ص ٣٢ و كتاب محصل و اربعين امام فخر الدين رازى.