نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٢ - شرايط رويت
محسوسات جزئىاند. پس محسوسات اصل و خاستگاه اعتقادات (شناختها) مىباشند.
فرع هر چيز، پس از صدق و راستى اصل، معتبر است و اعتراض و اشكال بر اصل، به واقع حمله به فرع است.
اشعريان[١] كه در روزگار ما، به استثناى اندكى از فقهاى ما وراء النهر، شامل همه حنفيان، شافعيان، مالكيان و حنبليان هستند، به شرحى كه خواهد آمد، قضاياى محسوس را انكار كردهاند. لازمه اين امر، نپذيرفتن معقولات و علوم كسبى است زيرا گفته شد كه علوم كسبى، فرع معقولات كلى و آنها فرع محسوسات هستند. چنين انكارى عين سفسطه است.
شرايط رويت
همه فرزانگان- جز اشاعره- اتفاق نظر دارند كه ديدن وابسته به هشت شرط است:
الف: سالم بودن حس بينايى ب: رويارويى يا حالتى مانند رويارويى با شىء مرئى. رويارويى شرط ديدن اعراض است و مراد از حالتى شبيه به آن، تصويرى است كه در آينه ديده مىشود. اگر مقابله يا همانند آن صورت نگيرد، ادراك بصرى نسبت به يك چيز تحقق نمىيابد.
ج، د) رعايت فاصله: نزديكى و دورى بيش از اندازه مانع بينايى است. اگر شىء چندان به چشم نزديك شود كه به آن متصل گردد، ديده نمىشود. دورى بسيار نيز چنين است.
ه) نبودن مانع ميان بيننده و ديده شده: با وجود مانع، رويت ممكن نيست.
[١]. فرقه بزرگى از متكلمان سنّى كه به دست ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى( در گذشته به سال ٣٣٠ ه-) پديد آمد. اشعرى در آغاز شاگرد جبايى و اهل اعتزال بود. سپس از معتزليان كناره گرفت و مكتبى ديگر آورد.
از آن رو كه بافتههاى اشعرى با ديانت حق و باور شيعه بيگانه است و به روزگار علّامه معظم سنيان در كلام اشعرى بودهاند، معظم له شرح مستوفايى از عقايد ايشان را به دست داده است و هرگز از يورش سهمگين خود فرونگذارده است.( م).