نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٨٩ - فصل پنجم حج
٥- عمره واجب است ولى مالك و ابو حنيفه آن را مستحب مىدانند[١] و قول ايشان با قرآن و سنت ناهمگون است. خداوند مىفرمايد: «حج و عمره را كامل براى خدا به انجام رسانيد» پيامبر فرمود: «حج و عمره دو واجبند و از هر يك آغاز كنى زيانى بر تو نيست.»[٢] عايشه پرسيد: «اى پيامبر خدا آيا بر زنان جهاد است؟ پيامبر فرمود: آرى، جهادى كه نبرد در آن نيست يعنى حج و عمره.»[٣] رسول خدا در اين خبر، بيان نموده كه جهاد بر زنان است و آن را به حج و عمره تفسير فرموده پس عمره واجب است.
٦- تمتع افضل از قرآن و افراد است. مالك افراد و ابو حنيفه قرآن را افضل مىدانند[٤]. هر دو تن سر از گفتار پيامبر پيچيدهاند كه فرمود: «اگر به آنچه پشت سر نهادم روى مىآوردم، قربانى نمىراندم و آن را عمره قرار مىدادم.»[٥] پيامبر در اين حديث تأسف خود را بر از دست رفتن عمره بازگو كردهاند و اين نشان برترى عمره است.
٧- اگر مفرد وارد مكه شود براى او جايز است كه حج خود را فسخ كند، آن را عمره قرار دهد و تمتع به جاى آورد.
فقيهان چهارگانه با اين حكم مخالفت كردهاند[٦] و در واقع با سخن پيامبر
[١]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٦٨٤ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٦٠.
[٢]. تفسير كبير، ج ٥، ص ١٤١ و الدر المنثور، ج ١، ص ٢٠٩، در آن كتاب گفته شده كه حاكم روايت را از طريق زيد بن ثابت آورده است، و آيات الاحكام، ج ١، ص ٢٦٦.
[٣]. الدر المنثور، ج ١، ص ٢١٠، به گفته نويسنده كتاب ابن ابى شيبه و ابن ابى داود در المصاحف، نيز ابن خزيمه حديث را آوردهاند؛ و تفسير كبير، ج ٥، ص ١٤١.
[٤]. الهدايه، ج ١، ص ١١٠.
[٥]. صحيح مسلم، ج ٢، ص ٥٢٢ و ٥٣٠، بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٧١، منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٣٣٤ و مسند شافعى، ص ٣٧٥.
هنگامى كه حج تمتع واجب شد، پيامبر با خود قربانى مىراند و آنچه پشت سر نهاده بود، حج تمتع بود كه نگزارده بود.( م).
[٦]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٦٨٨ و التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ١٢٣.