نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٨ - آغاز گفتار
«آنان كه كتاب فرستاده شده خدا را پوشيده مىدارند و ارزان مىفروشند، جز آتش نمىنوشند، به رستاخيز، پروردگار با ايشان سخن نمىگويد و از گناهشان نمىشويد. آنان راست شكنجهاى دردناك. رهيافتگى را به گمراهى و آمرزش را به پادافره سودا كردند، چه بر آتش شكيبايشان ساخته؟»[١] پيامبر كه درود حق بر او باد فرمود:
«هر كه دانش بياموزد و نهان سازد خدايش به رستاخيز لگامى از آتش زند.»[٢] اين همه نيست، مگر از بخشش دادار بر خلقش و داخل گردانيدن ايشان در رحمتش، تا نادان از لغزش خود باز ايستد و به دانش و كنش سزاوار پاداش گردد. بر هر مجتهد و عارفى فرض است كه آنچه خداوند فرمان به آشكاريش داده عيان سازد و پرده از حق براندازد و گمراهان را طريق بنمايد تا نفرين خدا و آفريدگان او را نرسد، كه پيامآور حق فرمود «هر گاه بدعتها در امت من رخ بنمايد دانشمند بايد دانش خويش را هويدا سازد و هر كه سر باز زند نفرين خدا بر او باد.»[٣] خلق در اين روزگار فريفته شيطانند، جز اندكى از آنان كه گوى رستگارى به دانش آموزى ربودهاند. بىدانشى آدميان بدان جا رسيده كه بسيارى از بديهيات را نپذيرفتهاند و در معظم محسوسات به خطا رفتهاند.
پس، باز گفتن لغزش ايشان، فرض است تا ديگران سپس آنها به كژراهه نيفتند و بليه فراگير همگان نشود و طريق راستى بىراهرو نگردد.
[١]. بقره: ١٧٤- ١٧٥.
[٢]. روايت را ابن ماجه در سنن خود، ج ١، ص ٩٦ به اسانيد فراوان و الفاظ گوناگون آورده است، نيز بنگريد به: مسند احمد، ج ٢، ص ٢٩٦، مصابيح السنه بغوى، ج ١، ص ١٦ و ديگر كتب معتبر اهل سنت.
از جمله راويان حديث در مآخذ شيعه، شيخ صدوق در« امالى» و علّامه مجلسى در بحار، ج ٢، ص ٨٦ هستند.
[٣]. كافى، ج ١، ص ٥٤، نيز در كنز العمال، ج ٤، ص ٤٩( مطبوع در حاشيه مسند) رواياتى به همين معنا موجود است.