نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٧٠ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
منصور، ايراد مىكردند، را سزاوار نمىشمارد[١].
٦٥- هر كه نماز جمعه بر او واجب باشد نماز عيدين نيز بر وى فرض است. فقهاى سنى- جز ابو حنيفه- آن را مستحب مىشمارند[٢]. رأى ايشان با سخن خدا بيگانه است: «هر آينه پاكان رستگار شدند؛ آنان كه نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند.»[٣] مراد از اين نماز، نماز عيد است و به دلالت آيه، ترك آن، رستگار نشدن است. پيامبر نيز بر اين نماز پايدار بودهاند[٤].
٦٦- اماميه نماز براى كسوف را واجب مىدانند و فقهاى چهارگانه مستحب و سنت[٥].
پيامبر در هنگام تيرگى ماه و خورشيد فرمود: «اينها دو نشانه از خدا هستند و به مرگ يا زندگى كسى ارتباط ندارند هر گاه خسوف و كسوف ديديد نماز بخوانيد و دعا كنيد تا خداوند آنها را برطرف كند.»[٦] ٦٧- اماميه نماز براى باران را مستحب مىدانند و ابو حنيفه نمازى براى آن نمىشناسد[٧].
ولى عمل پيامبر چنين نبوده است. ابو هريره روايت كرده كه پيامبر در طلب باران بيرون آمد و با ما دو ركعت نماز گزارد[٨].
ابن عباس روايت كرده كه پيامبر دو ركعت نماز چون نماز عيدين بجا آورد[٩].
[١]. تاريخ الخلفاء، ص ٢٦٣، الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٩٤، در زمان منصور، دعا براى حكمرانان و ذكر فضيلتهاى آنان را نيز بر خطبه افزودند.
[٢]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٤٤.
[٣]. اعلى: ١٤- ١٥.
[٤]. الهدايه، ج ١، ص ٦٠.
[٥]. بداية المجتهد، ج ١، ص ١٦٦، الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٦٣.
[٦]. مسند احمد، ج ٤، ص ٢٤٤، صحيح البخارى، ج ٢، ص ٤٠، صحيح مسلم، ج ١، ص ١٩٤ و موطأ مالك، ج ١، ص ١٧٠.
[٧]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٧٠، الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٣٥٩ و ٣٦١.
[٨]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٧٠ و صحيح البخارى، ج ٢، ص ٣٣ و ٣٧.
[٩]. منتخب كنز العمال، ج ٣، ص ٢٢٣ و ٢٢٤ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٧٠.