نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٦٧ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
٥٦- نماز واجب، نماز جمعه است. اگر كسى در روز جمعه نماز ظهر گزارد، نماز او صحيح نيست، در اين حال، اگر فرصت نماز جمعه باقى است، آن را به جا آورد و گر نه ظهر را دوباره گزارد.
ابو حنيفه خواندن نماز ظهر را نيز صحيح مىپندارد[١] اما رأى او با قرآن ناسازگار است[٢].
٥٧- اماميه سفر پس از زوال خورشيد و پيش از نماز جمعه را، حرام مىدانند. حنفيان با اين حكم مخالفند و سفر پيش از نماز جمعه را، صحيح مىپندارند[٣]. اين سخن با كلام حق، همگون نيست[٤].
٥٨- برخاستن هنگام خطبه واجب است اما نه به نزد ابو حنيفه[٥]. او از كرد و گفت پيامبر رخ تافته كه حضرتش جز ايستاده خطبه نفرمود و فرمود: «آنچنان كه نمازم را مىبينيد، نماز گزاريد.» دليل عقلى اين مطلب نيز آن است كه خطبهها در حكم ركعتند پس چون ركعتها، بايد ايستاده بجا آورده شوند[٦].
٥٩- چهار چيز در خطبه واجب است: حمد و ثناى الهى، صلوات بر پيامبر، وعظ و قرائت چيزى از قرآن. ابو حنيفه فتوى داده است كه در خطبه تنها يك چيز واجب
[١]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٠١.
[٢]. زيرا اين امر، خلاف شتافتنى است كه خداوند در سوره جمعه به آن فرمان داده است.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٤٠٠ و تفسير الخازن، ج ٤، ص ٤٨٨.
[٤]. زيرا خلاف فرمان خداوند در آيه است.
[٥]. الهدايه، ج ١، ص ٥٨.
[٦]. بداية المجتهد، ج ١، ص ١٢٥، التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ٢٨٢، نويسنده گفته است راويان پنجگانه حديث را آوردهاند، منتخب كنز العمال، ج ٣، ص ٢٩٤.