نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤١٦ - بحث سوم خبر
گروهى از جمهور بر آن شدهاند كه علم حاصل از خبر متواتر، علم نظرى است[١].
اين سخن خطاست و گر نه لازم مىآيد كه يقين مردم به آن دليل وابسته باشد و آشكار است، كه جزم و يقين خلق وابسته به آن استدلال نيست.
خبر متواتر وابسته به عدد خاصى نيست زيرا عدد خاص ارتباطى با تواتر خبر ندارد، و عدد ويژهاى موجود نيست كه تواتر به آن حاصل آيد.
برخى از جمهور گفتهاند كه خبر متواتر به گفته پنج نفر حاصل مىشود و برخى ديگر عدد آن را دوازده، چهل و هفتاد دانستهاند[٢]. حق آن است كه همه اين آراء خطاست، گاه علم با بيشتر از اين عدد حاصل نمىشود و گاه با كمتر از آن پديد مىآيد.
خبر آحاد ظن آور است. برخى از جمهور گفتهاند:[٣] خبر آحاد مفيد علم است بدون آن كه قرائنى به آن ضميمه شود. اين رأى احمد بن حنبل است و او اين حكم را در هر خبرى جارى دانسته است[٤].
ضرورت بر خلاف گفته او گواهى مىدهد زيرا اگر دو نفر دو خبر متناقض دهند، تناقض دو معلوم لازم مىآيد.
روايت فاسق پذيرفته نيست، زيرا خدا مىفرمايد: «اگر فاسقى برايتان خبرى آورد تحقيق كنيد.»[٥] در اين آيه پروردگار تحقيق در خبر فاسق را واجب كرده است. اكنون كه شرايط پذيرش خبر، فاسق نبودن و عادل بودن راوى است، روايت مجهول الحال پذيرفته نمىشود زيرا جهل به شرط مستلزم جهل به مشروط است.
[١]. المستصفى، ج ١، ص ٨٨ و ٩٣ و جمع الجوامع، ج ١، ص ١٢٢.
[٢]. جمع الجوامع، ج ١، ص ١٢٠.
[٣]. جمع الجوامع و حاشيه البنانى بر آن، ج ٢، ص ١٣٠.
[٤]. جمع الجوامع و البنانى در حاشيه آن، ج ٢، ص ١٣٠.
[٥]. حجرات: ٦.