نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤١٤ - بحث دوم اجماع
رهبرى است.»[١] از ابن عباس نقل كرده كه چون اين آيه نازل شد پيامبر دست بر سينه خود زد و فرمود: «هشداردهنده منم و به سينه على اشارت كرد و گفت: هدايتگر تويى. اى على، راهيافتگان به تو راه مىيابند.»[٢] ابن مردويه كه نزد جمهور از معتمدان است، به اسناد خود از حذيفه بن اليمان روايت كرده است: «پيامبر فرمود: «على برترين انسان است و هر كس اين سخن انكار كند، كافر است.»[٣] احمد بن حنبل در مسند خود از جابر بن عبد اللّه روايت كرده است: «روزى رسول خدا در عرفات در حالى كه على فرا رويش بود، به من و على اشارت كرد و به سويش رفتيم. به على فرمود: نزديك من آى و او چنين كرد. پيامبر فرمود: اى على من و تو از يك درخت آفريدهشدهايم. من ريشه درختم و تو تنه آن هستى و حسن و حسين شاخههاى آنند. هر كس به شكوفهاى پيوند كند، خدايش به بهشت درآورد.»[٤] در همان كتاب از ابو سعيد خدرى حديث است كه پيامبر فرمود: «من در ميان شما دو گرانسنگ نهادم كه پس از من تا به آنها دست يازيد گمراه نشويد و يكى از آنها بزرگتر از ديگرى است، كتاب خدا كه بندى كشيده از آسمان به زمين است و عترت من،
[١]. رعد: ٧.
[٢]. الدر المنثور، ج ٤، ص ٤٥، نويسنده گفته است: ابن جرير، ابن مردويه، ابو نعيم در المعرفه، ديلمى، ابن عساكر و ابن النجار حديث را ذكر كردهاند؛ نيز، تفسير روح المعانى، ج ١٣، ص ٩٧، تفسير الطبرى ج ١٣، ص ٧٢، تفسير كبير، ج ١٩، ص ١٤ و كنز العمال، ج ٦، ص ١٥٧.
[٣]. كنوز الحقائق، طبع بولاق، مصر، ص ٩٨، تهذيب التهذيب، ج ٩، ص ٤١٩، كنز العمال ج ٦، ص ١٥٩، منتخب كنز العمال در حاشيه مسند ج ٥، ص ٣٥.
[٤]. المناقب ابن مغازلى، ص ٩٠ و ٤٠٠، ميزان الاعتدال ذهبى، ج ٣، ص ٤١، لسان الميزان، ج ٤، ص ١٤٤، الفرائد حموينى، ينابيع المودة، ص ٩١ و كفايه الطالب، ص ٣١٨.