نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٥٢ - روايات شگفت در دانش عمر
اين قول جبايى، تجويز مخالفت با پيامبر است در حالى كه خداوند امر به اطاعت از او داده و سرپيچى از وى را حرام دانسته است. وانگهى جواز در زندگى و مخالفت پس از مرگ با استدلال به عمل ابو بكر و عمر چه معنايى دارد؟ سرپيچى ايشان از فرمان پيامبر در زمان زندگى رسول خدا بود؛ از اين رو اسامه گفت: نمىخواهم خبر تو را از كاروانها بشنوم. اين جمله آشكار مىكند كه عصيان هم در زمان حيات پيامبر بود و هم پس از مرگ وى، پس فرمانبردارى از پيامبر براى چه زمانى است؟ وانگهى چگونه اين جماعت به خود اجازه مىدهند كه با دستاويز ساختن عمل اسامه و ابو بكر و عمر با پيامبر مخالفت كنند؟[١] در جمع بين صحيحين آمده است كه پيامبر فرمود: «خواب ديدم كه وارد بهشت شدم و ناگاه با رميضاء همسر ابو طلحه روبرو گشتم. سپس صدايى شنيدم و گفتم كيست؟ پاسخ شنيدم: بلال. آنگاه قصرى را ديدم كه در آستانه آن زنى بود. پرسيدم: اين كاخ از آن كيست؟ گفتند: متعلق به عمر بن خطاب است. خواستم داخل شوم و آن را بنگرم كه غيرت تو (عمر) را به ياد آوردم و واپس گشتم. عمر گريست و گفت: اى پيامبر آيا بر تو غيرت ورزم؟»[٢] چگونه سنيان روا مىدارند چنين روايات دروغينى را نقل كنند؟ كدام خردمندى مىپذيرد كه رميضاء و بلال پيش از پيامبر وارد بهشت شده باشند؟ وانگهى گفته پيامبر كه «غيرت تو را به ياد آوردم» نشان مىدهد كه عمر معتقد بوده است كه پيامبر در بهشت مرتكب گناه مىشود.
در جمع بين صحيحين آمده است: «روزى كه پيامبر از جهان رفت. عمر گفت:
[١]. با انديشه ژرف و آزادى رأى به اين مآخذ رجوع كنيد: الملل و النحل، ج ١، ص ٢٣، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٢٠، السيره الحلبيه، ج ٣، ص ٢٠٧، تاريخ الخميس، ج ٢، ص ١٥٤، تاريخ الكامل، ج ٢، ص ٢١٥ و ديگر كتب تاريخ و حديث.
[٢]. اسد الغابه ابن اثير، ج ٥، ص ٤٦٠ و الاصابه، ج ٤، ص ٣٠٨.