نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٢٩ - صحابه در قرآن
آن مىروند و تو را همچنان ايستاده رها مىكنند.»[١] روايت شده است كه اصحاب چون خبر رسيدن قافله بازرگانى را شنيدند نماز با پيامبر و شرم از او را رها ساختند و همين عمل را در مورد لهو نيز انجام دادند[٢].
كسانى كه در زندگى او چنين بودهاند چگونه ممكن نيست كه پس از مرگش يكسره روى از آيين او برتابند؟ نيز خداوند فرموده است: «بعضى از ايشان تو را در تقسيم صدقات به بيداد ستم مىكنند.»[٣] حميدى در جمع بين صحيحين در مسند انس بن مالك در حديث يازدهم از مجموعه متفق عليه روايت كرده است: «گروهى از انصار در هنگام تقسيم غنائم جنگ حنين و زمانى كه پيامبر از اموال هوازن به برخى از قريش ١٠٠ شتر بخشيد گفتند:
خداوند پيامبر را ببخشد، به قريش بخشيد و ما را وانهاد در حالى كه خون دشمن از شمشيرهاى ما مىچكد.»[٤] حميدى در اين حديث از انس روايت كرده كه انصار گفتند: «به گاه شدت و گرفتارى ما را فرا مىخوانند ولى غنيمت را به غير ما مىبخشند.» ابن شهاب مىگويد سخن ايشان به پيامبر رسيد و او براى اصحاب روشن ساخت كه به خاطر تأليف قلوب چنين كرده است. سپس در روايت زهرى از انس آمده است كه پيامبر به اصحاب فرمود: «به زودى پس از من بلاى شديد خواهيد يافت، پايدارى ورزيد تا خدا و پيامبرش را ديدار كنيد.» انس گفته است: ما پايدار نبوديم[٥].
[١]. جمعه: ١١.
[٢]. تفسير الخازن، ج ٤، ص ٢٨٨ و روح المعانى، ج ٢٨، ص ٩١.
[٣]. توبه: ٥٨.
[٤]. صحيح البخارى، ج ٤، ص ١١٤، تفسير الخازن، ج ٢، ص ٢٥٠، الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٥٠ به عبارت ديگر.
[٥]. بخارى، ج ٤، ص ١١٤ و ٢٠٠، صحيح مسلم، ج ٢، ص ٤٣٠.