نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٣٧ - ٢٥ حديث ثقلين
زمخشرى كه از دشمنترين افراد نسبت به خاندان پيامبر بود و جمهور او را مرد امين و معتمد مأمون مىشناسند، روايت مىكند كه پيامبر فرمود: «فاطمه قلب و پسرانش پاره تن و شوهرش نور چشمان منند. امامانى كه از فرزندان اويند امينان خدايند و بند كشيده ميان حق و خلق، هر كه به آنها چنگ زند رهايى يابد و هر كه
______________________________
مشكلى
نيست زيرا ممكن است رسول خدا به سبب اهميت موضوع حديث را مكرر فرموده باشد، تا امت
به شأن و مرتبه كتاب خدا و عترت و خاندان او آگاه شوند.» ابن حجر در معناى حديث
مىگويد: «پيامبر قرآن و عترت (اهل و نسل) خود را» ثقلين ناميده زيرا هر چيز
گرانبها و مورد حفاظت را ثقل مىگويند و قرآن و عترت او اين گونهاند زيرا هر يك
معدن علوم دينى و اسرار و حكمتهاى شرعىاند، از اين رو خلق را به پيروى و آموزش از
آنها توجه داده و فرموده است: سپاس خدايى را كه حكمت را در ما اهل بيت قرار داد.
نيز در سبب نامگذارى قرآن و اهل بيت پيامبر به ثقلين گفتهاند چون بجا آوردن حقوق آنها سنگين بوده ايشان را ثقلين (دو گرانسنگ) ناميدهاند. سفارش به پيروى از اهل بيت نيز از آن است كه آنان به كتاب خدا و سنت رسول خدا آگاهند و از قرآن جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر با پيامبر ديدار كنند. روايت «به اهل بيت آموزش ندهيد آنها از شما داناترند» تأييدكننده اين مطلب است. روايت مذكور اهل بيت را از دانشمندان ديگر ممتاز مىسازد زيرا خداوند پليدى را از ايشان دور ساخته و با كرامتها و فضيلتهاى بسيار آنها را نواخته است. البته اين روايت را در باره قريش نقل كردهاند ولى اگر چنين سخنى در باره عموم قريش گفته شود اهل بيت پيامبر از ديگران شايستهترند زيرا ويژگيهايى دارند كه ديگر قريشيان ندارند. در احاديثى كه پيروى از اهل بيت را تأكيد كردهاند همان گونه كه كتاب خداوند چنين است: از اين رو- به شرحى كه خواهد- اهل بيت، امان زمينيان هستند و اين روايت گواه است: در هر گروه از امت آينده من، تا انتها عادلانى از اهل بيتم هستند شايستهترين كس از خاندان رسول براى پيروى كردن امام ايشان على بن ابى طالب- خداوند گراميش بدارد- است؛ زيرا پيشتر به دانش ژرف او اشارت رفت. از اين رو ابو بكر گفت: به خاندان رسول خدا، يعنى كسانى كه به پيروى از آنها سفارش شده است و اين امر را ويژه على گرداند. افزون بر فضايل على آنچه سبب اختصاص اين منصب به اوست، رويداد غدير خم است. مقصود از «عيبه» و «كرش» در روايت گذشته آن است كه اهل بيت پيامبر جايگاه راز و امانت و معدن دانش ناب اويند. زيرا عيبه و كرش نهانگاه چيزهاى گرانبها و ضرورىاند. عيبه، چيزى است كه كالاهاى با ارزش را در آن نگهدارى مىكنند و كرش، معده است كه خوراك- مايه رشد و صلاح تن- در آن جاى مىگيرد.» حديث «الا ان عيبتى و كرشى اهل بيتى» به صورت مستفيض وارد شده است.