نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٠٢ - ٢٣ آيه صديقون
ثعلبى مىگويد: «آيه در شأن على بن ابى طالب ٧ فرود آمده است.»[١]
٢٣. آيه صديقون
: «كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آوردهاند، راستگويان و راستگارانند.»[٢] احمد بن حنبل حديث كرده كه آيه در باره على ٧ وارد شده است[٣].
[١]. التفسير الكبير، ج ١٢، ص ٢٠، مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ١٣٢، كنز العمال، ج ٥، ص ٤٢٨ و ج ٦، ص ٣٩١، ٣٩٣، ٣٩٦.
[٢]. حديد: ١٩.
[٣]. اين روايت در كتاب« الفضائل» از فضايل على ٧ در حديث ١٥٤ و ٣٣٩ آمده است. منهاج السنه، ج ٤، ص ٦٠ به نقل از تعليقه شواهد التنزيل، ج ٢، ص ٢٢٤: حسكانى به سندهاى بسيار روايت كرده كه پيامبر فرمود:« صديقان سهاند: حبيب نجّار، مؤمن آل ياسين، حزقيل، مؤمن آل فرعون و على بن ابى طالب سومين و برترين آنها.» الصواعق ص ١٢٣، تفسير كبير، ج ٢٧، ص ٥٧، ذخاير العقبى ص ٥٦، الرياض النضره ج ٢ ص ١٥٣، نويسنده گفته است كه احمد در مناقب اين روايت را ذكر كرده است. كنز العمال، ج ٦، ص ١٥٢، فيض القدير، ج ٤، ص ١٣٧، الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٦٢، سيوطى گفته است كه بخارى حديث را در تاريخ خود اخراج كرده است.
على بن ابى طالب- درود خداوند بر او- صديق اكبر، تميز دهنده حق از باطل و سلطان ايمان يافتگان است و اين همه به زبان وحى از پيامآور خداى جهانيان در خبر است:« به زودى پس از من آشوب خواهد بود، چون رخ نمود به على بن ابى طالب پناه جوييد كه نخست مؤمن به من است و نخستين كسى كه در رستاخيز دستم به مهر مىفشارد. او تميز دهنده حق از باطل در اين امت است. على ٧ پادشاه ايمان يافتگان است و مال، پيشواى منافقان.» اين حديث را ابن حجر در الاصابه، ج ٤، ص ١٧١، ابن اثير در اسد الغابه، ج ٥، ص ٢٨٧ و ابن عبد البر در استيعاب ج ٢، ص ٦٥٧، نقل كردهاند.
مناوى در فيض القدير، ج ٤، ص ٣٥٨، از ابو ذر و سلمان روايت كرده كه گفتند:« پيامبر دست على را گرفت و فرمود:« اين مرد نخستين كسى است كه به من ايمان آورد و نخست كسى كه در قيامت دستم مىفشارد، او بزرگتر راستكردار و تميز دهنده حق از باطل در اين امت است كه به او ميان حق و باطل تميز مىافتد. سلطان مؤمنان است و مال پيشواى ستمگران.» مناوى گفته است كه طبرانى و بزار از ابو ذر و سلمان، هيثمى در مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٠٢، طبرانى و بزار از ابو ذر به تنهايى، متقى هندى در كنز العمال، ج ٦، ص ٥٦، طبرانى از سلمان و ابو ذر تواما، بيهقى و ابن عدى از حذيفه، حديث را نقل كردهاند. بزرگان قوم اين ويژگيها را از زبان پيامبر براى امير المؤمنين در روايات ديگرى نيز بيان كردهاند: الرياض النضره ج ٢ ص ١٥٥، ١٥٧، ١٥٨، خصائص النسايى ص ٣، تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٥٦، كنز العمال، ج ٦، ص ٤٠٥، ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٤١٧ و معارف ابن قتيبه ص ٧٢.