نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٨٧ - تعيين امام
نه گفتار و نصى از خدا و رسول خدا براى پيشوايىاش وجود دارد و نه امت او را بر همه مردم برگزيدهاند؟ تنها به سبب آنكه چهار تن با او بيعت كردهاند. حتّى جوينى كه از بزرگترين دانشمندان سنى و دشمنترين آدميان نسبت به اهل بيت است، اعتقاد داشته كه اگر يك تن از بنى هاشم با يك تن ديگر بيعت كند، بيعت فقط براى همان شخص منعقد مىگردد نه غير او. آيا خردمند مىپذيرد به چنين مذهبى گردن نهد و فرمانبردار كسى باشد كه عدالت او را نمىداند و از ايمان يا بىايمانى او بىخبر است؟ با او افت و خيزى نداشته تا شناخت معتبرى داشته باشد و تنها از آن رو كه يك تن با او بيعت كرده، او نيز بيعت كند؟ آيا اين جز نادانى محض و حماقت است؟ پناه به خدا از پيروى هوس و چيرگى محبت دنيا.
از شگفت انگيزترين امور، پژوهش اشاعره در اين باب و فروع و تفاصيل آن است.
ايشان كه دعوى خطاكارى همه مردم را دارند و خداوند را با آوردن شريعتها و آيينها، فريبنده آدميان مىدانند، نه مىتوانند به راستى اين امر يقين داشته باشند و نه حتّى گمان.
با چيرگى يافتن گمراهى و كفر و گناهانى كه از خدا سرزده خردمند چگونه مىتواند به راستى شريعت ظن داشته باشد؟ بلكه بايد به خطاى آن گمان داشت و به حال اغلب نگريست كه صلاح جهان بسيار اندك است.
وانگهى آنها روا مىدانند كه پروردگار، تنفس را با وجود نياز به آن حرام سازد و در شدت تشنگى، نوشيدن آب را بر ما حرام گرداند با آنكه هيچ فايدهاى در ترك آن و زيانى در نوشيدنش نيست، چگونه مىتوانند جزم كنند كه خداوند به بندهاش لطف دارد و مصلحت در پيروى از اين امام است؟
تعيين امام
همه اماميه باور دارند كه امام پس از پيامبر- درود خداوند بر او باد- على بن ابى طالب ٧ است. اهل سنت مىگويند، امام ابو بكر بن ابى قحافه و پس از او عمر بن