نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٥٦ - نبوت محمد
در باب مقدمه دوم نيز بايد گفت كه آن مقدمه بر مذهب اشعريان، تمام نيست؛ زيرا ايشان همه زشتيها را به خداوند نسبت مىدهند و مىگويند هر كسى دعوى پيامبرى كند، راستگو باشد يا دروغزن، دعوى او عمل خداوند و اثر اوست و هر شرك و گناه و گمراهى در جهان از نزد خداست. با اين انديشه چگونه مىتوان دانست كسى كه خداوند او را تصديق نموده راستگوست؟ پس رواست كه چنين كسى در مدعاى خود دروغزن باشد و اين گمراهى را مانند گمراهيهاى ديگر از سوى خداوند بدانيم[١].
خردمند بنگرد آيا رواست مذهبى را برگزيند كه اثبات پيامبرى با آن ممكن نيست؟
و نمىتوان به هيچ شريعتى در آن جزم داشت؟ در حالى كه خداوند با فرستادن پيامبران حجت مكلفان را ابطال نموده: «تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد.» چه حجتى بر خداوند بالاتر از اين؟ و چه عذرى برتر از آنكه بنده به خداوند خويش بگويد: تو جهان را گمراه ساختى و در آن بديها و زشتيها آفريدى و قومى دروغگو را كه دعوى پيامبرى مىكردند با راستگويان در آميختى و راه داورى و اطمينان به راستى آنها را بر ما بستى؟
پس لازم مىآيد كه خداوند پاسخى براى آنها نداشته باشد.
آيا سزاوار است مسلمانى كه از خدا و عذاب او مىهراسد و طالب نجات است چنين رأيى را برگزيند؟ پناه بر خدا از داخل شدن و فرو افتادن در شبههها.
[١]. چگونه خردمندى اين امر را مىپذيرد؟ با آنكه فرستادن پيامبران به سوى انسانها براى آن بوده كه راه بهانهجويى بر ستمگران بسته گردد همان گونه كه خداوند فرموده:« تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد.»( نساء ١٦٥) پيامبران كسانى هستند كه خدايشان حكم و كتاب بخشيده و آنها را پيشوايانى قرار داده كه مردم را به راه حق هدايت مىكنند و اعمال نيكو و صفات پسنديده را به ايشان وحى كرده است. اگر پيامبران چنين نباشند شأن آنها در چشم مردم نزول مىيابد و هيچ كس دعوت آنها را نمىپذيرد. اگر دروغگو و خائن باشند اعتماد به آنها، كم خواهد بود و گمراهكننده خواهند شد نه هدايتگر، پس حكمت فرستادن آنها از ميان مىرود.
بدين جهت خداوند، خيانت را از همه پيامبران نفى كرده است:« هيچ پيامبرى خيانت نكند.»( آل عمران، ١٦١).