نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٥٣ - عوضها
اشعريان با مخالف خود، روا داشتهاند كه خداوند بنده خود را بدون جرم به انواع رنجها و شكنجهها بيازارد در حالى كه نه غرض و هدفى دارد و نه پاداش و عوضى به او مىرساند و كودكان، پيامبران و اولياء خويش را بىغرض و عوض آزار دهد[١].
ما به ضرورت مىدانيم كه اگر انسانى چنين كند، خردمندانش ستمگر و سفيه شمارند، پس چگونه آدمى چنين كاستيهايى را به خدايش نسبت دهد و از او نهراسد؟
و چگونه در رستاخيز از او شرمسار نباشد.
آنگاه كه فرشتگان عذاب از او بپرسند: آيا تو كسى را بىگناه شكنجه مىكردى در حالى كه به او در برابر رنجى كه برده است، عوضى نمىدادى؟ و او مىگويد، هرگز چنين نمىكردم. پس به وى گفته مىشود: چگونه عملى را كه بر خود نمىپسنديدى به خدايت منسوب داشتى؟
[١]. فضل در اين باب مىگويد: اشعريان بر آنند كه چيزى بر خدا واجب نيست، نه عوض براى رنج و نه چيز ديگرى.