نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٠٤ - افعال خداوند غايتمند است
افعال خداوند غايتمند است
اماميه برآنند كه افعال بارى، جملگى داراى حكمتها و مصالحى هستند كه به بندگان باز مىگردد و به ايشان سود مىرساند[١]. اشاعره[٢] مىپندارند جايز نيست خداوند عملى را به غرضى انجام دهد يا مصلحت بندگان و غايتى را در نظر آرد. از اين انديشه محالاتى لازم مىآيد:
الف) پروردگار در اعمال خود بازيگر و گزافكار باشد زيرا گزافكار كسى است كه در افعال او غرض و حكمتى نيست و كارهايش ديوانهوار است؛ خداوند مىفرمايد:
«ما اين آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دو است به بازيچه نيافريدهايم.»[٣] و «پروردگار ما اين جهان را به بيهوده نيافريدى.»[٤] عملى كه در آن هدفى براى فاعل نباشد بازيچه و عبث است، دور باد پروردگار از اين نسبت.
ب) خداوند نسبت به بندگان خود، نيكوكار، بخشنده نعمت، كريم و جواد نخواهد بود.
همه اين موارد با نصوص كتاب خدا و روايات متواتر و اجماع همه مردم (مسلمان يا غير مسلمان) متناقض است. زيرا همه مردم در اتصاف حق به اين صفات، اتفاق نظر دارند و اين صفتها را حقيقتا بر خدا صادق مىدانند نه مجازا. اما نفى صفات از آن رو لازم مىآيد كه، احسان هنگامى احسان است كه محسن آن را با قصد رسانيدن فايده و خير به شخص مورد احسان، عطا كند و كسى را كه چنين قصدى ندارد به صرف عمل، محسن نمىگويند چنان كه به پرورش دهنده دام، احسانكننده نمىگويند
[١]. به رأى متكلمان شيعى و معتزلى، غايت افعال حق رسانيدن سود به خلق است امّا فيلسوفانى كه به هدف در فعل حق باور دارند، منكر غايت خارجى براى خداوند هستند و غايت افعال خدا را ذات او مىدانند.( م).
[٢]. فضل بيان داشته كه اشاعره افعال خدا را غايتمند و داراى غرضى نمىدانند او گفته است: روا نيست كه افعال بارى را به غرض و علت غايى، تبيين كنيم.( نيز بنگريد به التفسير الكبير، ج ١٧، ص ١١ و كتابهاى ديگر).
[٣]. انبياء: ١٦، دخان: ٣٨.
[٤]. آل عمران: ١٩١.